جهاد النفس وسائل الشیعة ت افراسیابی - شیخ حر عاملی - الصفحة ٢٦١ - ٦١ - باب تحريم دوستى دنيا و وجوب دشمن داشتن دنيا
همانا جامهاى نيكو به بر مىكنيم پس دچار عجب و خودبينى مىشويم [آيا اين حالت، مانع بهشت رفتن ماست؟] حضرت فرمود: [خير] بلكه اين حالت بين شخص و خداى عزّ و جلّ است [و موجب پايمال شدن حقّ ديگران نيست].
٦١- باب تحريم دوستى دنيا و وجوب دشمن داشتن دنيا
٦٠٥- امام صادق ٧ فرمود: سر هر گناهى دوستى دنياست.
٦٠٦- محمّد بن مسلم گويد: از امام سجّاد ٧ پرسيده شد كه كداميك از كارها برتر و با فضيلتتر است؟ فرمود: پس از معرفت خدا و رسولش هيچ كارى با فضيلتتر از دشمن داشتن دنيا نيست زيرا دنيا داراى شعبههايى است و گناهان نيز شعبهها و شاخههايى دارند، پس اوّلين گناهى كه به وسيله آن خداوند مورد نافرمانى قرار گرفت كبر و بزرگ منشى بود سپس حرص و سپس حسد، و حسد گناه فرزند آدم بود آنجا كه به برادر خود حسد ورزيد و او را به قتل رساند پس گناهانى كه از حسد منشعب مىشوند عبارتند از: دوستى زنان و دوستى دنيا و رياستطلبى و راحتطلبى و علاقه به حرف زدن و برترىجويى و دوستى مال و ثروت پس اينها هفت خصلتاند كه همگى در دوستى دنيا جمع شدهاند پس پيامبران و دانشمندان پس از شناخت آن فرمودهاند كه: دوستى دنيا سر هر گناهى است و دنيا دو گونه است: يكى دنيايى كه در حدّ كفايت و بسندگى است و ديگرى دنيايى كه مورد لعن و دورى از رحمت خداوند است.
٦٠٧- امام صادق ٧ فرمود: در رازگويى خداوند با حضرت موسى ٧ آمده است كه: اى موسى! همانا كه دنيا سراى عقوبت و شكنجه است، در همين دنيا آدم را به خاطر خطايش عقوبت نمودم و دنيا را مستحق لعن گرداندم و هر چه در دنياست ملعون است بجز آنچه كه براى من است. اى موسى! همانا بندگان شايسته من به اندازه علم و آگاهى خود به دنيا بىرغبتند و ديگران به اندازه نادانيشان به دنيا ميل دارند و هيچ كس نيست كه دنيا را بزرگ شمرده باشد و دنيا مايه روشنى چشم او شود و هيچ كس دنيا را كوچك نشمرده است جز اينكه از آن بهرهمند گرديده است.
٦٠٨- امام صادق ٧ فرمود: دوستى دنيا سر هر گناهى است.