جهاد النفس وسائل الشیعة ت افراسیابی - شیخ حر عاملی - الصفحة ٦٥ - ٨ - باب وجوب فرمانبردارى از عقل و مخالفت نمودن با جهل و نادانى
حضرت فرمود: براى خداوند واديى از طلاست كه با ضعيفترين آفريدگانش كه مورچه است از آن نگاهبانى مىكند كه اگر شخص صاحب بخت و اقبال هم آن را طلب كند به آن نخواهد رسيد.
٧٨- امير المؤمنين ٧ مىفرمايد: اجل به عنوان نگاهبان براى آدمى بس است.
٨- باب وجوب فرمانبردارى از عقل و مخالفت نمودن با جهل و نادانى
٧٩- امام باقر ٧ فرمود: چون خداوند عقل را آفريد از او خواست كه سخن گويد، سپس به او فرمود: پيش آى، پس عقل پيش آمد. سپس فرمود: بر گرد، پس او پشت نموده و بر گشت، سپس خداوند فرمود: سوگند به عزّت و جلالم كه هيچ آفريدهاى را نيافريدهام كه در نزد من از تو محبوبتر باشد و تو را به صورت كامل قرار نمىدهم مگر در وجود كسى كه دوستش دارم. آگاه باش كه من تو را امر و نهى مىكنم و تو را كيفر و پاداش مىدهم.
٨٠- از على ٧ روايت است كه فرمود: جبرئيل ٧ بر حضرت آدم ٧ فرود آمد و عرض كرد: اى آدم! از جانب خداى به من دستور داده شده كه تو را بين يكى از سه چيز مخيّر گردانم آن را اختيار كن و آن دو ديگر را واگذار.
پس آدم ٧ به او گفت: اى جبرئيل! آن سه چيست؟ جبرئيل ٧ گفت: عقل، حيا، دين. آدم ٧ فرمود: من عقل را انتخاب مىكنم. پس جبرئيل ٧ به حيا و دين گفت: بر گرديد و او را واگذاريد، آن دو گفتند: اى جبرئيل! به ما دستور داده شده كه همواره هر جا كه عقل هست همراه او باشيم. جبرئيل ٧ گفت: خودتان مىدانيد و عروج كرد و به آسمان رفت.
٨١- راوى گويد به امام صادق ٧ عرض كردم: عقل چيست؟ فرمود: آنچه كه به سبب آن پروردگار مهربان عبادت مىشود و به وسيله آن بهشت به دست مىآيد.
عرض كردم: پس آنچه كه در معاويه وجود داشت چه بود؟ فرمود: آن زيركى و شيطنت بود كه به عقل شبيه است و عقل نيست.
٨٢- حسن بن جهم گويد از امام رضا ٧ شنيدم كه فرمود: دوست هر كسى عقل اوست و دشمن هر كس نادانى اوست.