جهاد النفس وسائل الشیعة ت افراسیابی - شیخ حر عاملی - الصفحة ١٤٥ - ٣١ - باب استحباب تواضع در خوردن و نوشيدن و مانند اينها
٢٩٦- عيسى بن مريم ٧ به اصحاب و حواريّون خود فرمود: من از شما خواستهاى دارم خواستهام را برايم برآورده سازيد. گفتند: اى روح اللَّه! خواستهات رواست.
پس حضرت برخاست و پاهاى آنان را شست، آنان گفتند: ما به اين كار سزاوارتريم از شما [و ما بايد پاهاى مبارك تو را بشوئيم] حضرت فرمود: همانا سزاوارترين مردم در خدمتگزار بودن، شخص عالم است و من در برابر شما اين گونه تواضع نمودم تا شما نيز پس از من همانند تواضع مرا در ميان مردم داشته باشيد. سپس فرمود: علم و حكمت به وسيله تواضع آباد مىشود نه با تكبّر و همچنين است كه در دشت گياه مىرويد نه در كوه سخت.
٣١- باب استحباب تواضع در خوردن و نوشيدن و مانند اينها
٢٩٧- امام صادق ٧ فرمود: رسول خدا ٦ در شبانگاه پنجشنبهاى در مسجد قبا افطار نمود پس فرمود: آيا نوشيدنىاى هست؟ پس اوس بن خولى انصارى كاسهاى بزرگ شير آميخته شده با عسل را به خدمت حضرت آورد. حضرت كاسه را به دهان مبارك نزديك فرمود و سپس آن را كنار گذاشت و فرمود: اين دو نوشيدنى است كه مىتوان به يكى از اين دو اكتفا نمود، من نه آن را مىنوشم و نه تحريم مىكنم ولى به خاطر خدا تواضع مىكنم زيرا كسى كه به خاطر خدا تواضع كند خداوند او را بالا مىبرد و كسى كه تكبّر ورزد خداوند او را به زير مىكشد و كسى كه در زندگانيش ميانه روى پيشه كند خداوند روزىاش مىبخشد و كسى كه اسراف كند خداوند محرومش مىسازد و كسى كه زياد مرگ را ياد كند خداوند او را دوست مىدارد.
٢٩٨- امام صادق ٧ فرمود: امام سجاد ٧ در حالى كه بر الاغى سوار بود به گروهى كه بيمارى خوره داشتند و در حال چاشت خوردن بودند گذر كرد آنان حضرت را به چاشت دعوت كردند. حضرت فرمود: اگر روزه نبودم دعوت شما را اجابت مىكردم. [حضرت از آنان خداحافظى نمود] و وقتى كه به منزل رسيد دستور داد غذايى آماده كردند و فرمود كه آن را نيكو بپزند سپس آن بيماران جذامى را به طعام دعوت كرد و همراه آنان به خوردن نشست.
٢٩٩- على ٧ فرمود: قناعت مالى است كه تمامشدنى نيست.