جهاد النفس وسائل الشیعة ت افراسیابی - شیخ حر عاملی - الصفحة ١٨٣ - ٤٤ - باب تحريم ناسپاسى در برابر نعمت خداوند
و مبادا يكى از معصيتها را كم بشمرد زيرا او نمىداند كه خشم خدا در كداميك از گناهان نهان است و مبادا يكى از خلق خدا را بىقدر و ارزش بداند زيرا نمىداند كه كداميك از آنها ولىّ خداوند است.
٤٠٥- و از كلام رسول خدا ٦ است كه: به كوچكى گناه نگاه نكنيد بلكه به چيزى كه بر آن جرأت يافتهايد بنگريد. [بنگريد به اينكه بر نافرمانى خدا دلير گشتهايد و اين بسيار بزرگ است].
٤٠٦- امام صادق ٧ فرمود: كسى كه قصد انجام دادن گناهى را نمود نبايد آن را انجام دهد زيرا چه بسا بنده گناهى را مرتكب مىشود و پروردگارش او را مىبيند و مىگويد: سوگند به عزّت و بزرگىام كه ديگر هرگز تو را نمىبخشايم.
٤٤- باب تحريم ناسپاسى در برابر نعمت خداوند
٤٠٧- سدير گويد: مردى از امام صادق ٧ در باره اين گفتار خداى عزّ و جلّ پرسيد كه مىفرمايد: «پس گفتند: اى پروردگار ما، بين سفرهاى ما دورى بيفكن، و بر خود ستم كردند و ما هم آنها را حكايت گردانيديم و پراكندهشان ساختيم»[١] حضرت فرمود: آنها گروهى بودند كه روستاهاى متصل و به هم پيوستهاى داشتند به گونهاى كه ساكنان روستاهاى مجاور را مىديدند و داراى جويهاى جارى و اموال آشكار بودند پس نعمتهاى خداوند را ناسپاسى كردند و سلامت و عافيتى را كه خداوند به آنان داده بود دگرگون ساختند خداوند نيز نعمتى را كه به آنان بخشيده بود دگرگون ساخت «و خداوند وضعيّت قومى را تغيير نمىدهد مگر اينكه آنان خود را تغيير دهند»[٢] پس خداوند سيل سختى را بر آنان فرستاد و روستاهايشان را به زير آب برد و خانههايشان را ويران ساخت و اموالشان را از بين برد و به جاى باغهايشان دو باغ كه داراى ميوههاى تلخ و درخت شورگز و مقدار كمى سدر بودند براى آنها بر جاى گذاشت سپس فرمود:
«اين جزايى كه به آنان داديم به سبب كفران آنان بود و آيا جز ناسپاس را جزا مىدهيم؟»[٣].
٤٠٨- امام صادق ٧ فرمود: در تورات نوشته شده است: شكر كسى را كه به تو نعمت بخشيده است به جاى آور و به كسى كه از تو قدردانى مىكند نعمت ببخش زيرا اگر سپاس نعمتها به جاى آورده شود نعمتها زائل نمىشوند و اگر ناسپاسى شود نعمتى باقى نمىماند. پس شكرگزارى مايه زيادت نعمت و باعث ايمنى از تغيير نعمت است.
[١]- سبأ/ ١٩.
[٢]- رعد/ ١٣.
[٣]- سبأ/ ١٧.