جهاد النفس وسائل الشیعة ت افراسیابی - شیخ حر عاملی - الصفحة ٢١٥ - ٤٩ - باب تعدادى از خصلتهاى حرام و مكروه كه سزاوار است ترك شوند
بر جدال (گفت و شنود باطل) و خواهش نفسانى و سرگردانى و خودباختن (گردن نهادن به گمراهى). و پوشيدگى و ابهام در كار نيز بر چهار بخش است: بر شگفت زده شدن به سبب زينت و آرايش ظاهرى و آراستن نفس چيزى را و باز گرداندن [امور و آراء] به كجى و پوشاندن حقّ به باطل. و دورويى بر چهار پايه استوار است: بر خواهش نفسانى و رفق و مدارا (ملايمت نابجا) و نخوت و غرور و طمع. و خواهش نفسانى بر چهار شعبه است: بر ستم و تجاوز از حدّ و شهوت و نافرمانى. و ملايمت [نابجا] بر چهار بخش است: بر اميد بيهوده و آرزو و آهستگى و سهل انگارى. و نخوت و غرور بر چهار شاخه است: بر خود بزرگ بينى و به خود نازيدن و غيرت [بىجا] و سرسختى نمودن. و طمع نيز بر چهار بخش است: بر شادمانى و خوش خراميدن و لجاجت و زيادهطلبى.
٤٨٤- امام سجّاد ٧ فرمود: همانا كه منافق [ديگران را از كار زشت] باز مىدارد ولى خود باز نمىايستد و به چيزى امر مىكند كه خود انجام نمىدهد و هنگامى كه براى نماز به پا مىايستد به حالت اعتراض است.- راوى گويد:- عرض كردم:
اى فرزند رسول خدا! حالت اعتراض چگونه است؟ حضرت فرمود: يعنى به دور و بر خود نگاه مىكند. و هنگامى كه به ركوع رود گويى شترى است كه زانو زده است (يعنى ركوع وى با تعظيم پروردگار همراه نيست)، شب مىكند در حالى كه همه همّتش خوردن غذاى شبانه است و حال اينكه روزهدار نبوده و ناشتا خورده است و صبح مىكند در حالى كه همه همّتش خوابيدن است و حال اينكه شبزندهدارى نكرده است، اگر با تو سخن گويد به تو دروغ مىگويد و اگر او را در كارى امين گردانى به تو خيانت مىكند و اگر حضور نداشته باشى از تو غيبت مىكند و اگر به تو وعده دهد به وعدهاش وفا نمىكند.
٤٨٥- از طريق عبد الملك بن بحر نيز شبيه اين روايت آمده است و در آن دو جمله اضافه دارد: و هنگامى كه به ركوع رود گوئيا شترى است كه زانو زده است و هنگامى كه به سجده رود گويى به زمين نوك مىزند [يعنى با شتاب به سجده مىرود و بر مىخيزد] و هنگامى كه مىنشيند پاى خود را باز مىكند.
٤٨٦- پيامبر اكرم ٦ در ضمن سفارشى طولانى فرمود: به زودى گروههايى مىآيند كه طعام پاكيزه و رنگارنگ مىخورند و بر چهارپايان سوار مىشوند و همانند زنى كه براى همسرش خود را مىآرايد خويشتن را آرايش مىكنند و همانند زنان زينت خود را به ديگران مىنمايانند و به مانند پادشاهان ستمگر رفتار مىكنند آنان در آخر الزمان منافقان اين امّت هستند قهوهها مىنوشند و نردبازى مىكنند بر مركب شهوتها سوار مىشوند و حضور در جماعتهاى مسلمين را ترك مىكنند، شامگاهان را در خواب به سر مىبرند و بامداد را به سهل انگارى مىگذرانند خداوند تعالى مىفرمايد: «پس بعد از آنان كسانى جانشين شدند كه نماز را ضايع كردند و از خواهشها پيروى نمودند پس زود باشد كه شرّ را ببينند»[١]
[١]- مريم/ ٦١.