جهاد النفس وسائل الشیعة ت افراسیابی - شیخ حر عاملی - الصفحة ٣٢٩ - ٨٧ - باب وجوب خالص بودن توبه و شرايط آن
٨١١- از امير المؤمنين ٧ روايت شده است كه كسى در حضور ايشان گفت: استغفر اللَّه. حضرت فرمود: مادرت به عزايت بنشيند آيا مىدانى استغفار چيست؟
استغفار مرتبه برتران است و آن اسمى است كه بر شش معنا ثابت گرديده است:
اوّل: پشيمانى بر آنچه كه گذشته است و دوم: عزم و قصد جزمى نمودن بر اينكه هرگز به سوى گناه باز نگردد و سوم: اينكه حقوق مردم را [كه در اثر گناه تو ضايع گرديده است] به آنان بازگردانى تا اينكه خداوند عزّ و جلّ را [با رويى] تابناك ديدار كنى و بر گردن تو گناهى نباشد و چهارم: اينكه به سوى هر امر واجبى كه بر گردن تو بوده و آن را ضايع ساختهاى مصمّم شوى و حقّ آن را به جا آورى و پنجم: اينكه تصميم جدّى بگيرى كه آن گوشتى را كه بر اساس حرام بر بدن تو روييده است با حزن و اندوه بگدازى تا آنجا كه پوست به استخوان بچسبد و بين آن دو، گوشتى جديد برويد و ششم: اينكه بر بدن خود سختى طاعت و بندگى را بچشانى همان گونه كه شيرينى معصيت را به او چشانده بودى، پس در اين هنگام است كه مىتوانى بگويى: استغفر اللَّه (مرتبه برتر استغفار پس از طى اين مراحل است).
٨١٢- كميل بن زياد گويد به امير المؤمنين ٧ عرض كردم: بنده مرتكب گناه مىشود پس استغفار نموده و از خداوند طلب بخشايش مىكند. حضرت فرمود:
اى ابن زياد! آيا مراد تو، توبه است؟ عرض كردم: آيا همين استغفار توبه نيست؟
حضرت فرمود: خير، عرض كردم: چگونه؟ فرمود: همانا بنده هر گاه مرتكب گناهى شود با تحريك بگويد: استغفر اللَّه. عرض كردم: تحريك چيست؟ فرمود:
يعنى دو لب و زبان حقيقتا اراده پيروى از استغفار را داشته باشند. عرض كردم:
حقيقتا يعنى چه؟ فرمود: يعنى قلب استغفار را تصديق كند و در نهان خود باز نگشتن به آن گناهى را كه از آن استغفار نموده است را داشته باشد. عرض كردم: آيا اگر من چنين كه فرموديد كنم از مستغفرين خواهم بود؟ فرمود: خير، زيرا هنوز به اصل و ريشه استغفار نرسيدهاى. عرض كردم: اصل استغفار چيست؟ فرمود: يكى مراجعه كردن به سوى توبه نمودن از گناهى كه از آن استغفار نمودهاى و اين اوّلين درجه و رتبه «عبادتكنندگان» است، و ديگرى ترك نمودن گناه، و استغفار اسمى است كه براى شش معنا ثابت گرديده است- سپس حضرت حديث گذشته را فرمود.