جهاد النفس وسائل الشیعة ت افراسیابی - شیخ حر عاملی - الصفحة ٢٦٧ - ٦٢ - باب استحباب زاهدانه زندگى كردن در دنيا و حد زهد
هر دلى كه در آن شكّى يا شركى باشد ناسالم و بىاعتبار است و راستى كه به زهد و بىرغبتى به دنيا دستور دادهاند تا دلهاى مردمان براى آخرت [از هر چيزى] فارغ شود.
٦١٨- امام صادق ٧ فرمود: هنگامى كه خداوند خير بندهاى را بخواهد او را به دنيا بىرغبت مىگرداند و در دين دانايش مىسازد و نسبت به عيبهايش او را بينا مىنمايد و كسى كه اين سه چيز به او داده شده حقيقتا كه خير دنيا و آخرت به او بخشيده شده است،- و فرمود:- هيچ كس حق را از راهى بهتر و با فضيلتتر از زهد در دنيا طلب نكرده است و زهد ضدّ آن چيزى است كه دشمنان حق طلب مىكنند- راوى گويد: عرض كردم: فدايت شوم آن چيزى كه دشمنان حق طالب آن هستند چيست؟ فرمود: رغبت و ميل به دنيا، و فرمود: بهوش باشيد و بر حذر باشيد از خداوند بسيار شكيباى بخشنده، جز اين نيست كه دنيا روزهايى اندك است، آگاه باشيد كه چشيدن طعم ايمان بر شما حرام است مگر اينكه در دنيا زاهدانه زندگى كنيد- راوى گويد:- و از امام صادق ٧ شنيدم كه فرمود: هر گاه مؤمن از دنيا دست بكشد و چشم پوشى كند بالا مىرود و شيرينى دوستى خداوند را مىيابد پس به غير خدا مشغول نمىشود- راوى گويد:- و باز از ايشان شنيدم كه فرمود: همانا كه قلب هر گاه با صفا گردد زمين برايش تنگ مىگردد تا اينكه بلندى و ارتفاع مىيابد.
٦١٩- امام باقر ٧ روايت كند كه امام سجّاد ٧ فرمود: به هوش باشيد و از بىرغبتان به دنيا و رغبتكنندگان در آخرت باشيد، آگاه باشيد كه بىرغبتان رغبتان به دنيا زمين را فرش خود و خاك را بستر خود و آب را مايه خوش بويى خود گرفتهاند و خود را به نيكو بريدنى از دنيا بريدهاند.
٦٢٠- عمر بن سعيد بن هلال گويد: به امام صادق ٧ عرض كردم: من چند سال يك بار شما را ديدار مىكنم پس به من سفارشى فرما تا به آن عمل كنم. حضرت فرمود: تو را به رعايت تقواى الهى و پارسايى و كوشش سفارش مىكنم و بر حذر باش از اينكه به كسى كه [از نظر مال و دارايى] از تو بالاتر است نظر كنى و گفتار خداى عزّ و جلّ به پيامبرش [براى تو و همه] كفايت مىكند كه فرمود: «دو چشمت را به سوى آنچه كه به وسيله آن اصنافى از مردمان را كامياب ساختيم مگشاى كه آن خوشى زندگى دنياست»[١] و فرمود: «پس مالها و فرزندانشان تو را به شگفت نياورد»[٢] پس اگر [از متنعّم بودن كفّار] بر خود ترسيدى زندگانى رسول خدا ٦ را به ياد آور كه نان او از جو و غذاى شيرين او از خرما و اگر مىيافت هيزم او شاخه بىبرگ خرما بود و
[١]- طه/ ١٣٢.
[٢]- توبه/ ٥٥.