الآداب الدينية للخزانة المعينية و ترجمه آن (آداب ديني) - الشيخ الطبرسي؛ مترجم احمد عابدي - الصفحة ٢٠٠ - تعريف آداب
از كلام زبيدى فهميده بدست مىآيد كه ارزشهاى اخلاقى و ملكاتى كه سبب اعمال نيك شده، ادب ناميده مىشوند. ولى با دقت در موارد استعمال اين واژه معلوم مىشود كه اخلاق يك حالت يا ملكه نفسانى است كه مربوط به روح انسان و درون اوست، ولى ادب مربوط به اعمال بيرونى و جوارحى انسان است.
وقتى گفته مىشود: «كسى را ادب نمودم» مقصود آن است كه شخصى را تنبيه نموده و اين تنبيه سبب و علت بر ادب شدن او گرديده است. در روايتى نيز از رسول خدا ٦ آمده است كه: «اين قرآن ادبستان خدا است» يعنى قرآن كريم كتاب ادب است و خداوند از مردم خواسته است كه از اين كتاب ادب بياموزند.
علامه طباطبايى معتقد است كه: «هر هيئت نيكوئى كه براى اعمال انسان باشد آن را ادب مىنامند چه در كارهاى دينى مثل آداب دعا باشد يا در كارهاى اجتماعى و عقلائى مثل آداب ملاقات دوستان، و بلكه مىتوان گفت:
ظرافتهاى هر كارى را ادب آن كار مىنامند. و ادب تنها در كارهاى اختيارى مصداق داشته، و هر كارى كه بتواند شكلهاى مختلف داشته باشد و در يك صورت متصف به ادب گردد و در صورتى ديگر خير، بهترين شكل ممكن آن عمل را ادب آن مىنامند. مثلا ادب غذا خوردن در اسلام اين است كه با نام خداوند شروع و با حمد الهى پايان يابد و از پرخورى بپرهيزد». نتيجه آنكه: هر علمى كه مىتواند صورتها و شكلهاى مختلف به خود بگيرد، بهترين شكل انجام آن را ادب آن كار مىنامند. و هر گاه آن فعل با چنين شكل و صورتى انجام شود آن را مؤدبانه مىنامند.