الآداب الدينية للخزانة المعينية و ترجمه آن (آداب ديني) - الشيخ الطبرسي؛ مترجم احمد عابدي - الصفحة ١٩٥ - تعريف اخلاق
و سپس با احتياط وارد آب مىشود غوّاص نيست. مسائل اخلاقى نيز اين گونهاند كه اگر كسى عادت به فضائل اخلاقى كرده به طورى كه بدون تأمل به انجام آنها مىپردازد او داراى ملكه فضائل اخلاقى است. اما كسى كه ابتدا مقدارى فكر مىكند و پس از تأمل به اين نتيجه مىرسد كه با عفت باشد يا به عدالت عمل كند او داراى ملكه عدالت نبوده و از نظر اخلاقى نمىتوان او را صاحب فضائل اخلاقى ناميد.
از آنچه گذشت روشن شد كه:
١- روح انسان موضوع علم اخلاق است نه بدن او.
٢- بدن انسان و رفتار خارجى او موضوع «آداب» است.
٣- وقتى يك عمل فضيلت اخلاقى يا رذيلت اخلاقى ناميده مىشود كه حكايت از حالتها و ملكههاى نفسانى نمايد.
٤- آن حالت يا ملكه بايد بطورى در نفس انسان رسوخ كرده باشد كه به آسانى قابل زوال نباشد.
٥- بايد اعمال اخلاقى بدون فكر و تأمل از انسان صادر شوند يعنى عادت به انجام كار خير داشته باشد.
نكته ديگر آنكه: اين روح انسان كه موضوع علم اخلاق است داراى سه نيرو يا قوّه است: «توانايى شناخت»، «توانايى جذب»، «توانايى دفع». روح را به جهت نيروى نخست «نفس مطمئنه» يا داراى قوه ناطقه گويند. و روح را با توجه نيروى جذب «نفس اماره» يا داراى قوه شهويه مىنامند. و روح را با در نظر گرفتن نيروى دافعه «نفس لوامه» يا داراى قوه غضبيه مىنامند.