الآداب الدينية للخزانة المعينية و ترجمه آن (آداب ديني) - الشيخ الطبرسي؛ مترجم احمد عابدي - الصفحة ١٩٤ - تعريف اخلاق
تعريف اخلاق
: اخلاق جمع خلق است، و خلق را مرحوم نراقى اين گونه تعريف كرده است: «قدرت و توانايى روح انسانى كه باعث شود كارها را به آسانى و بدون فكر و تأمل انجام دهد». راغب گويد: «ريشه خلق و خلق يكى است ... با اين تفاوت كه خلق مربوط به نيروهايى است كه با بصيرت شناخته مىشوند، و خلق مربوط به شكل و چگونگى ظاهرى و صورتهايى است كه با چشم دريافت مىشوند. گاهى نيز خلق از ماده «خلاقه» به معنى نرمى و صاف بودن است.
بنا بر اين هر چه را انسان با عادت و تمرين بدست آورد و انجام دادن آن براى او آسان باشد آن را خلق مىنامند. نتيجه آنكه: گاهى خلق حالتى در نفس است كه سبب مىشود كارهايى را بدون فكر انجام دهند و گاهى نيز اسم است براى فعلى كه از انسان صادر مىشود»[١].
از تعريفهاى گذشته بدست آمد كه اخلاق ملكه يا حالتى است كه در نفس انسانى رسوخ كرده و باعث مىشود كه اعمال بدون فكر و تأمل از او سر بزنند. پس هر عمل خيرى كه با انديشه و درنگ در عاقبت آن كار انجام شود فضيلت اخلاقى نيست بلكه يك حالت اخلاقى است. شخص اخلاقى كسى است كه چنان كارهاى خير و نيك، عادت او شده كه بدون فكر و تأمل از او صادر مىشوند. مثلا كسى غوّاص يا شناگر است كه بدون تأمل، داخل آب شده و مشغول شنا گردد، اما كسى كه ابتدا مدتى به ارزيابى آب و تأمل در آن پرداخته
[١] - مقصود راغب آن است كه گاهى خلق به معنى نرمى و خوشروئى و بدون غل و غش بودن است و كلمه حسن خلق در روايات غالبا به اين معنى بكار رفته است. و گاهى خلق به معنى اعمالى است كه انسان خود را بر آنها تمرين داده و ملكه او شدهاند.