الآداب الدينية للخزانة المعينية و ترجمه آن (آداب ديني) - الشيخ الطبرسي؛ مترجم احمد عابدي - الصفحة ٢١٠ - اول
دو داستان
اول:
علامه افندى در شرح حال مرحوم طبرسى فرموده است: از شگفتىهاى روزگار بلكه از كرامتهاى مرحوم طبرسى- قدّس اللَّه روحه- داستانى است كه نزد همه مردم شهرت يافته است و آن اينكه: وى سكته نموده و مردم تصور كردند او از دنيا رفته است، و لذا او را غسل داده و كفن نموده و دفن كردند.
پس از آن وى در قبر به هوش آمده و چون هيچ چارهاى نداشت و از كسى نمىتوانست كمك بطلبد، در آن حالت نذر مىكند كه اگر خداوند او را نجات دهد كتابى در تفسير قرآن بنويسد.
اتفاقا دزدى براى سرقت كردن كفن او آمده و شروع به نبش قبر مىكند، ناگهان طبرسى از داخل قبر دست دزد را مىگيرد، دزد خوف و اضطراب عجيبى پيدا مىكند.
طبرسى مىگويد: نترس، من سكته كردم و مردم چون تصور كرده بودند مردهام، مرا دفن نمودند، سپس برخاست و دزد او را كمك كرده به دوش گرفت و به منزل آورد، در آن هنگام مرحوم طبرسى كفن را به همراه اموال زيادى به دزد داد، و او نيز بدست مرحوم طبرسى توبه نمود و در آينده از افراد صالح گرديد. سپس مرحوم طبرسى براى وفا كردن به نذر خود، تفسير «مجمع البيان» را تأليف نمود، و خداوند او را موفق به اتمام آن گرداند.
مرحوم خوانسارى اين داستان را از كتاب «رياض العلماء» نقل كرده و سپس مىگويد: برخى اين داستان را به ملا فتح اللَّه كاشانى نسبت داده و گفتهاند وى تفسير «منهج الصادقين» را پس از نجات از چنين مهلكهاى نوشت.