نسيم انديشه پرسش و پاسخ ها از آيت الله جوادى آملي - جوادى آملى، عبد الله - الصفحة ٧٣
مانند اينكه برخى مسائل و موضوعات ادبى قرآن را محور بحث قرار مىدهند. بعضى هم به نكات فقهى آن مىپردازند و آيات الاحكام را مىنگارند. برخى ديگر هم به آيات معارف مىپردازند؛ براى مثال، زمخشرى به مسائل ادبى و خواجه عبداللّه انصارى به مباحث عرفانى نظر دارد. اينگونه اختلافات به روشهاى تفسيرى مربوط نيست.
روش، راه تفسير است و بين راه تفسير با موضوع تفسيرى تفاوت بسيار است. در انواع مختلف روشهاى تفسيرى، گاه در محدوده ظواهر قرآنى، به ظاهر يك يا چند آيه يا ظواهر همه آيات، در قياس با يكديگر نظر مىشود و گاه نيز از راه سير باطنى، معانى قرآن و مقيّدات و مخصصات موجود در آن اظهار مىگردد.
روشها و مناهج تفسيرى در طول يكديگر قرار دارند و سرآغاز همه روشها حجّيت ظواهر است، به همين دليل بايد به گونهاى در خدمت قرآن باشيم كه ظواهر را اصل قرار دهيم؛ ليكن نه به اين صورت كه غير ظاهر را نفى نماييم.
در رواياتى كه از وجود مبارك پيامبر اكرمصلى الله عليه و آله و سلم و امامان معصوم (عليهمالسلام) رسيده است، لطايف فراوانى در مورد آيات قرآنى وجود دارد كه همه آنها، نه تنها نفى كننده ظاهر قرآن نيست، بلكه با سرپل قرار دادن ظواهر، در طول يكديگر قرار مىگيرند. مرحوم صدوقِ نمونهاى از اين روايات را از امام رضا (عليهالسلام) نقل مىكند: