نسيم انديشه پرسش و پاسخ ها از آيت الله جوادى آملي - جوادى آملى، عبد الله - الصفحة ٦١
حال چگونه بايد به مقام خلافت الهى رسيد؟ كسى كه ما خليفه او هستيم، لا شرقى و لا غربى است: اللّهُ نور السماوات والارض مثلُ نورهِ كمشكاه فيها مصباحٌ المصباحُ فى زُجاجه الزجاجهُ كأنّها كوكبٌ دُرّى يُوقدُ مِن شجرهٍ مُباركهٍ زيتونهٍ لا شرقيهٍ و لا غربيه يكادُ زيتها يُضىءُ و لو لم تمسسهُنارٌ نورٌ على نور يهدى اللّهُ لنورهِ من يشاء و يضرب اللّه الأمثال للناسِ و اللّه بكلِ شىء عليم. (١) ما هم مىتوانيم به اين مقام برسيم.
در حديث قدسى آمده است: آسمان و زمين نمىتواند مرا تحمل كند؛ اما من در قلب شكسته بنده صالح جا دارم: «لم يسعنى سمائى و لا أرضى و وسعنى قلب عبدى المؤمن». (٢) همه تلاش و كوشش ما بايد اين باشد كه اين جايگاه را حفظ كنيم؛ يعنى حرف خود را نزنيم، زيرا يا خليفه به حضور صاحب خلافت مىرود يا صاحب خلافت به حضور خليفه مىآيد، چون خدا هيچگاه خليفه خود را تنها نمىگذارد. گاه خليفه را به حضور خود مىبرد و خود ميزبان او مىشود و گاه خود ميهمان خليفه مىشود: «أنا عِندَ المنكسرهِ قلوبهم» (٣) «و سئل أين اللّه؟ فقال: عند المنكسره قلوبهم» (٤). وقتى دل
______________________________
١- سوره نور، آيه ٣٥.
٢ بحار الانوار، ج ٥٥، ص ٣٩.
٣ منيه المريد، ص ١٢٣.
٤- بحار الانوار، ج ٧٠، ص ١٥٧؛ الدعوات، ص ١٢٠.