نسيم انديشه پرسش و پاسخ ها از آيت الله جوادى آملي - جوادى آملى، عبد الله - الصفحة ٤٢
دريابد. گاه انسان كلمه آفتاب را مىنويسد يا خورشيد را به تصوير مىكشد تا به ديگرى بفهماند كه آفتاب چيست؛ زمانى به كودك مىگويد: به آفتاب نگاه كن؛ گاه آيينهاى در برابر آفتاب مىگيرد تا صورت آن در آينه منعكس شود و به چشم برسد.
اين شخص، گرچه آفتاب را به صورت مستقيم نمىبيند؛ ولى با انعكاس آينه، نور را مشاهده مىكند. ممكن است نتواند كلمه آفتاب را بنويسد يا الفاظ آفتاب و شمس را بشناسد؛ ولى حقيقت نور را درك كرده است. علومى كه خداى سبحان به اولياى خود عطا مىكند، عبرى، عربى و فارسى نيست. او حقيقتى را به انسان كامل مىشناساند.
اگر ظرفيت انسان بالا باشد، حقيقت را به او ارائه مىكند و اگر ظرفيت كمترى داشته باشد، حقيقت را در آينه به او مىنماياند. اگر كسى بتواند، به صورت مستقيم و با چشم آفتاب را مىبيند؛ هرچند نداند كه در فارسى به اين جرم نورانى آفتاب، و در عربى به آن شمس مىگويند و اگر نتواند، با آينه يا عينك مخصوص به آن مىنگرد و تصوير آن را مىبيند؛ اينگونه علوم را «علم شهودى» يا «حضورى» مىنامند؛ يعنى واقعيت از طريق شهود به كسى نشان داده مىشود. اين علم در صحنه جانِ انسان مىماند و از بين رفتنى نيست.
«علم حصولى» مانند علوم حوزه و دانشگاه است. در اين مراكز