نسيم انديشه پرسش و پاسخ ها از آيت الله جوادى آملي - جوادى آملى، عبد الله - الصفحة ٣١
كه بر لبهاى مطهّر رسول گرامى اسلامصلى الله عليه و آله و سلم جارى شده است و آنچه بر لبهاى مطهر آن حضرت جارى شده، همان سخنانى است كه خداوند بر قلب مطهّر ايشان نازل كرده است و آنچه بر قلب مطهر ايشان نازل شده، همان است كه از ذات اقدس اله تنزّل يافته است.
دلايل عقلى و نقلى متعددى بر اين اصل دلالت دارند: يكم. دليل عقلى: خداى سبحان هرگز بندگان خود را بدون هادى و راهنما رها نمىكند؛ انّما انت منذرٌ و لكل قوم هاد (١)؛ اگر دينى خاتم اديان و پيامبر آن خاتم انبيا باشد و اين دين قابل تحريف باشد، به اين معناست كه خداى سبحان از هدايت بشر صرف نظر كرده است، زيرا كتاب و دينى فرستاده كه در گذر حوادث كم يا زياد شده يا از سلامت و صحت آن كاسته شده است؛ يعنى خدا بشر را به حال خود رها كرده كه اين سخن با حكمت او ناسازگار است.
دوم. دليل نقلى: خداوند در قرآن كريم در سوره مباركه حجر مىفرمايد: انّا نَحْنُ نَزّلنا الذِّكْرَ و انّا لَهُ لحافِظون (٢)؛ ما اين قرآن را خود نازل كرديم و ما خود حافظ آن هستيم. در سوره فصّلت نيز فرمود: و انّه لَكتابٌ عزيزٌ لايأتيهِ الباطلُ من بينِ يَدَيهِ و لا مِنْ خَلفهِ تنزيلٌ مِنْ حَكيمٍ حَميد (٣)؛ اين كتاب آسمانى از عزّت الهى برخوردار
______________________________
١- سوره رعد، آيه ٧.
سوره حجر، آيه ٩.
سوره فصّلت، آيات ٤٢- ٤١.