بايسته هاى فقه جزاء - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٣٠٧ - مسأله چهارم
صاحبه بالرمح و السكين فقال: ان كان يلعب فلا بأس.[١] «از امام كاظم درباره مردى پرسيدم كه با نيزه و كارد به شخصى كه همراهش بود حمله كرد. امام فرمود: اگر بازى مىكرد اشكال ندارد.»
گفته شده كه مفهوم اين روايت، دلالت بر آن دارد كه اگر شخص مهاجم در كار خود جدّى بود و با اين كار قصد ترساندن شخص همراهش را داشت، كار او جرم به شمار مىآمد. آوردن عنوان «شهر الرمح و السكين» قرينهاى است بر اينكه منظور روايت ياد شده، «شهر السلاح» است كه عنوان محارب است.
امّا بايد گفت كه مراد از «بصاحبه» (شخص همراه)، در روايت، دوست يا شخص معينى نيست، بلكه مراد از آن هر كسى است كه در اين واقعه، همراه و طرف او بوده است. بنابراين معناى روايت آن است كه هر كس با سلاح خود، ديگرى را تهديد كند و بترساند، همين عمل او براى تحقّق محاربه كافى است و اين روايت از اين ناحيه كه طرف محاربه شخص معينى بوده يا عموم مردم، در مقام بيان نيست تا به اطلاق آن تمسّك شود. روايت فقط در مقام بيان اين جهت است كه تهديد با سلاح براى تحقّق محاربه كافى است.
همانند اين روايت، روايتى است كه جابر از امام باقر (ع) نقل كرده كه فرمود: «من أشار بحديدة في مصر قطعت يده و من ضرب بها قتل.»[٢] يعنى «هر كس در شهرى، با سلاح اقدام به تهديد كند، دست او قطع مىشود و اگر با سلاح به كسى ضربهاى برساند، مجازات او قتل است.» اين روايت نيز به سبب وجود عمرو بن شمر در سند آن، ضعيف است.
روايت سكونى، اين روايت پيشتر ذكر شد و درباره مردى است كه آتش به خانه گروهى افكند و در نتيجه آن، خانه و اثاث آن سوخت. امام على (ع) درباره اين مرد فرمود: «انه يغرم قيمة الدار و ما فيها ثم يقتل» يعنى «او خسارت قيمت خانه و اثاث آن را مىپردازد و سپس كشته مىشود.»
پيشتر گفتيم كه اين روايت اگر ناظر به مجازات محارب باشد، ظاهر آن اين است كه آن شخص، خانه گروهى را به آتش كشيده نه خانه شخص معينى را و اين كار با قصد ارعاب آن گروه و محاربه با آنها و بيرون راندنشان از سرزمينشان سازگارى دارد و چنين كارى قطعاً مصداق محاربه خواهد بود، زيرا در تحقّق محاربه، شرط نشده كه محاربه با
[١] وسايل الشيعة، ج ١٨، باب ٢ از ابواب حدّ المحارب، ص ٥٢٨.
[٢]. همان.