بايسته هاى فقه جزاء - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٢٧٣ - جهت دوم بحث - مفاد روايات خاصه درباره موضوع حد محارب
بلكه به قصد محاربه و ترساندن و مردم با آتش، صورت گرفته است و اين عمل از نظر حكم همانند محاربه با سلاح است، تعبير «فى دار قوم» در روايت كه حاكى از جمع و انبوهى است، نيز شاهد بر اين معنا است. يا بايد گفت اين روايت، حكم تعبّدى خاصّى است و نكته صدور آن، «افساد در زمين است» منتهى نوعى افساد كه از جهت عدوان و تجاوز به جان و مال، همانند محاربه است، بنابراين نمىتواند از اين معنا فراتر رفته و افساد اخلاقى و عقيدتى و مانند آن را نيز شامل شود.
٣- از جمله رواياتى كه براى تعميم حدّ محارب بدانها استدلال شده، مجموعه رواياتى است كه در مورد كسانى وارد شده است كه به كشتن اهل ذمه عادت دارند مانند روايت معتبر اسماعيل بن فضل از امام صادق (ع) قال: قلت له: رجل قتل رجلًا من أهل الذمة، قال: لا يُقتل به الا أن يكون متعوّداً للقتل.[١] «به امام عرض كردم: مردى، مردى از اهل ذمه را كشت. حضرت فرمود: به عوض او كشته نخواهد شد مگر اينكه به كشتن ذمىها عادت كرده باشد.»
در طريق معتبر ديگرى كه نيز به اسماعيل بن فضل منتهى مىشود، آمده است:
«سألت أبا عبد اللّه (ع) عن المسلم هل يقتل باهل الذمه؟ قال: لا، الا أن يكون متعوّداً لقتلهم فيقتل و هو صاغر».
در نقل شيخ صدوق تعبير: «الا أن يكون معتاداً لذلك لا يدع قتلهم.» آمده است:
«از امام صادق (ع) پرسيدم كه آيا مسلمانى در عوض كشتن كسى از اهل ذمه، كشته مىشود؟ فرمود: نه مگر اينكه كشتن آنها را عادت خود قرار داده باشد، از كشتن آنها دست بر ندارد، در اين صورت با تحقير كشته خواهد شد.»
مراد از تحقير آن است كه برترى اسلامى او در نظر گرفته نمىشود و براى قصاص، كفر ذمّى قرار داده خواهد شد.
در طريق سومى كه به اسماعيل بن فضل منتهى مىشود و نيز معتبر است آمده است:
قال: سألت أبا عبد اللّه (ع) عن دماء المجوس و اليهود و النصارى هل عليهم و على مَن قتلهم شىء اذا غشّوا المسلمين و أظهروا العداوة لهم؟ قال: لا، الا أن يكون متعوّداً لقتلهم. قال و سألته عن المسلم هل يقتل بأهل الذمه و أهل الكتاب إذا قتلهم؟ قال: لا، إلّا أن يكون معتاداً لذلك لا يدع قتلهم فيقتل و هو صاغر.
[١] ر. ك. وسائل الشيعة، ج ١٩، باب ٤٧ از ابواب قصاص نفس.