بايسته هاى فقه جزاء - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٣٣٧ - تقريب اول، استدلال به آيات حدود
مىشود.[١]
در مورد حدّ كنيزان آمده است:
فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ ما عَلَى الْمُحْصَناتِ مِنَ الْعَذابِ. يعنى عذاب كنيزان نصف عذاب زنان آزاد شوهردار است.[٢]
در مورد لواط و زنا آمده است:
وَ الَّذانِ يَأْتِيانِها مِنْكُمْ فَآذُوهُما فَإِنْ تابا وَ أَصْلَحا فَأَعْرِضُوا عَنْهُما إِنَّ اللَّهَ كانَ تَوَّاباً رَحِيماً. يعنى: آن دو نفرى را از شما كه مرتكب لواط و زنا شدند، آزار رسانيد، پس اگر توبه كردند و اصلاح شدند با آنان كارى نداشته باشيد، همانا خداوند توبهپذير و مهربان است.[٣]
در آيه مربوط به حدّ قذف آمده است:
إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ. يعنى: كسانى كه به زنان شوهردار با ايمان بىخبر، تهمت مىزنند، در دنيا و آخرت لعنت شدهاند و عذاب سهمگينى دارند.[٤]
استدلال به اين آيه مبتنى بر آن است كه مراد از «لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ» هم عذاب در دنيا يعنى حد قذف- و عذاب در آخرت باشد.
در بيان حد سرقت آمده است:
«وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما جَزاءً بِما كَسَبا نَكالًا مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ. يعنى: دست مرد و زنى را كه دزدى كردهاند قطع كنيد، اين سزاى كار آنان و عذابى از جانب خداوند است و خداوند عزيز و حكيم است.[٥]
آيهاى كه حد محاربه را بيان كرد، نيز دلالت بر شديد بودن كيفر آن دارد، كيفرهايى مانند كشتن و به صليب كشيدن و بريدن دست و پا در اين آيه همه به صيغه تفعيل آمده است كه دلالت بر تشديد فعل دارد و آنچه از آن فهميده مىشود شديد كردن كيفر است.
از بررسى آيات حدود كه ريشه تشريع اين حدود هستند چنين به دست مىآيد كه
[١] نور، آيه ٨.
[٢] نساء، آيه ٢٥.
[٣] نساء، آيه ١٦.
[٤] نور، آيه ٢٣.
[٥] مائده، آيه ٣٨.