بايسته هاى فقه جزاء - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٢٦٤ - جهت دوم بحث - مفاد روايات خاصه درباره موضوع حد محارب
قطع الطريق در تحقّق محاربه شرط نيست، بلكه اگر حمل سلاح همراه با ارعاب در شهر نيز صورت بگيرد همان حكم را دارد. بر اين پايه، روايت ياد شده همانند روايت سوره بن كليب است.
١٠- روايت سورة بن كليب: قال: قلت لأبى عبد الله (ع) رجل يخرج من منزله يريد المسجد أو يريد الحاجة فيلقاه رجل و يستعقبه فيضربه و يأخذ ثوبه. قال: أى شىء يقولون فيه من قبلكم؟ قلت: يقولون: هذه دغارة معلنة و إنما الحارب فى قرى مشتركة فقال: أيّهما أعظم حرمة دار الاسلام أو دار الشرك؟ قال: قلت: دار الاسلام. فقال: هؤلاء من أهل هذه الآية «إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ» الى آخر الآية.[١]
«سورة بن كليب گفت: خدمت امام صادق (ع) عرض كردم: مردى براى رفتن به مسجد يا براى امر ديگرى از خانه بيرون مىرود، مرد ديگرى او را مىبيند و به تعقيب او مىپردازد و او را مىزند و لباسش را مىستاند. امام صادق (ع) فرمود: از جانب شما در اين باره چه مىگويند؟ گفتم: مىگويند اين كار، فسادى آشكار است ولى محارب فقط در سرزمين مشركان مصداق دارد. امام فرمود: حرمت كدام يك افزونتر است. دار الاسلام يا دار الشرك؟ راوى گفت: گفتم: حرمت دار الاسلام:، آنگاه امام فرمود: كسانى كه مرتكب چنان اعمالى مىشوند، مشمول اين آيه هستند: «إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ ...».»
اين روايت نيز در مورد محاربه داخل شهر وارد شده است، بلكه اين روايت دلالت دارد بر اينكه هر گونه اعمال زور و ترساندن مردم به منظور غارت و دزدى و اخاذى، براى تحقّق محاربه كافى است و سلاح كشيدن، شرط نشده است. زيرا آنچه در عنوان روايت آمد، تعقيب و ضرب و ستاندن لباس است و اگر چه اين كار غالباً به كمك سلاح انجام مىگيرد ولى در پارهاى موارد بدون سلاح نيز صورت مىپذيرد. بنابراين روايت ياد شده صلاحيت آن را دارد كه دليلى بر توسعه عنوان محارب و مشروط نبودن آن به شرط «كاربرد سلاح» باشد به گونهاى كه اين عنوان، هر دو نوع تغليب همراه با زور را كه سبب ارعاب مردم شود اگر چه با سلاح نباشد بلكه با عصا يا سنگ يا هر ابزار ترساننده ديگرى باشد، نيز در بر بگيرد، شايد عنوان محارب نيز در واقع اين چنين باشد، يعنى اختصاص به محاربه با سلاح نداشته باشد، از اين رو اطلاق آيه و بعضى از رواياتى كه
[١] همان، حديث ٢.