بايسته هاى فقه جزاء - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٢٣٩ - نكته اول - مراد از«افساد در زمين» چيست؟
آن است كه ظرف «فى الارض»، ظرف لغو باشد يعنى متعلق به افساد باشد و اين خلاف ظاهر است يا متعارف نيست، در حالى كه ظرف در مثل (وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً) ظرف مستقرّ بوده و متعلق به سعى (يسعون) است، يعنى ظرف است براى فعل و فاعل.
بر اين سخن چند اشكال وارد است:
اولًا، اصل اين ادعا كه ظرف لغو در اينجا، خلاف ظاهر است يا متعارف نيست، شاهدى بر آن وجود ندارد. اينكه ظرف در اينجا ظرف لغو بوده و متعلق به افساد باشد، هم موافق ذوق است و هم قواعد ادبى آن را تأييد مىكند، چنانكه در جملهاى مثل «يعمل فى الارض» چنين است.
ثانياً، ممكن است كه ظرف در اينجا، ظرف مستقر بوده و متعلق به سعى باشد و با وجود اين، همان معنا (فاسد كردن زمين) را از آن به دست آوريم. زيرا «سعى بالفساد» به معناى انجام دادن فساد است و اين خود تعبير ديگرى است از همان «عمل فساد»، بر اين اساس، تقييد «سعى بالفساد» به قيد «فى الارض» به معناى تقييد خود «فساد» است به قيد «فى الارض» و معناى آن نيز عبارت است از فاسد كردن زمين. همچنانكه اگر ظرف، ظرف مستقر و متعلق به مقدر مىبود نيز از آن چنين استفاده مىشد كه اين ظرف، قيد است براى فساد نه براى مفسد و بدان معناست كه اين فسادى كه از فاعل آن يعنى از مفسد سرزده، فساد در زمين است نه چيز ديگر.
همه سخن در اينجا آن است كه استفاده اين معنى از آيه، مربوط به نكته ادبى تشخيص متعلق ظرف نيست، بلكه مربوط است به نكته دلالت معنوى، و آن اينكه ظرف در نتيجهگيرى نهايى، يا قيد و وصف و تخصيص است براى فساد، بدين معنا كه فسادى كه مقيّد است به اينكه در زمين باشد به فاعل نسب داده شده است و يا قيد و ظرف است براى خود نسبت و صدور فعل فساد از فاعلش.
بنابر فرض اول- حتى اگر ظرف متعلق به مقدر يا به سعى باشد- چنين استفاده مىشود كه فساد در زمين ايجاد شده و در آن حلول كرده است، و بنابراين فرض دوم،- حتى اگر ظرف، لغو باشد- بيش از اين به دست نمىآيد كه صدور فعل و نسبت آن به فاعل، در زمين انجام گرفته است.
در اينجا دو پرسش مطرح است، پرسش نخست آنكه آيا اين معنا- يعنى فاسد شدن زمين و از ميان رفتن صلاح آن- اختصاص به مواردى دارد كه فساد از نوع ظلم و قتل و تجاوز به اموال و حقوق ديگران و مانند آن باشد، يا اينكه معناى ياد شده عموميت دارد و هر گونه ارتكاب مفسده و معصيت شرعى را در بر مىگيرد؟
پرسش دوم آنكه، آيا در صدق «افساد فى الارض» آشكار بودن فساد و شيوع و