بايسته هاى فقه جزاء - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٢٣٣ - جهت اول مفاد آيه محاربه
است تناسبى ندارد. در چنين جرمى، آنچه از مجرم (باغى) خواسته مىشود فقط اين است كه از در طاعت درآيد و به مسير جماعت بازگردد. مراجعه به لسان آيهاى كه در مورد باغيان آمده است نيز، همين نكته را روشن مىكند. (وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ)[١] ظاهر آيه محاربه اين است كه جرم مذكور، از نوع جرمهاى انفرادى است كه گاهى ممكن است يك شخص آن را انجام دهد و از اين رو فقهاء گفتهاند كه در تحقق محاربه، وجود گروه و ارعاب دسته جمعى شرط نيست، بلكه محاربه يك نفر با يك نفر ديگر نيز در تحقق آن كافى است. و اين بر خلاف محاربه باغيان است. در اين محاربه، مناسب آن است كه خطاب متوجه جماعت و طايفه و گروه باشد. زيرا چنان محاربهاى در حقيقت ميان دو گروه انجام مىگيرد.
علاوه بر اين، علامه طباطبايى در «تفسير الميزان» مىگويد: «به ضرورت معلوم است كه پيامبر با محاربان كافر، پس از پيروزى بر آنها، چنان رفتارى نكرده است و به كشتن و دار زدن و مثله كردن و تبعيد كردن آنها فرمان نداده.» در صورتى كه در جاى خود ثابت شد كه از نظر فقهى محاربه باغى قطعاً شديدتر از محاربه كافر نيست.
٤. روايات خاصهاى در تشريح مراتب اين مجازات از سوى ائمه (ع) وارد شده است و ما در بخش آينده به آنها خواهيم پرداخت. همين كه ائمه اقدام به تشريح مراتب اين مجازات فرمودهاند، بلكه در بعضى از روايات تصريح كردهاند كه مراتب اين مجازات بر حسب مراتب جنايت است و در بعضى ديگر از اين روايات به صراحت، آيه مباركه ذكر كردهاند. اين نحوه بيان، خود قرينهاى است بر اينكه تمامى اين روايات به تفسير مراد آيه و تجزيه مراتب موضوع آن بر حسب مجازاتهاى چهارگانه مذكور در آيه، نظر دارند. بر اين اساس وقتى كه اين روايات فقط به تشريح و تقسيم همين قسم از محاربه پرداخته و در مورد ديگر اقسام آن سكوت كردهاند، از اين نكته فهميده مىشود كه موضوع آيه فقط همين قسم از محاربه است نه ديگر اقسام آن. ممكن است ادعا شود كه حد اكثر مفاد روايات خاصه آن است كه آيه شامل اين قسم محاربه يعنى محاربه به صورت افساد در زمين و سلاح كشيدن براى ترساندن مردم نيز مىشود، اما اين روايات دلالتى ندارد بر اينكه محاربه، منحصر است به سلاح كشيدن براى ترساندن مردم و مراتب آن نيز منحصر است در همان مراتبى كه در اين روايات آمده است.
[١] حجرات، آيه ٩.