بايسته هاى فقه جزاء - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ١٩٤ - جهت سوم
دستهاى از روايات عفو در جايى است كه توبه بزهكار پيش از اقرار او آشكار شده و با اعتراف، خواستار پاك شدن از گناه مىشود، ولى با اين همه در برخى از روايات آمده كه امام (ع) حدّ را بر او جارى كرد و در دستهاى ديگر آمده است كه كيفرش را به عنوان هبه بخشيد. معناى اين مطلب آن است كه حدّ حتى با توبه پيش از ثبوت جرم، برداشته نمىشود؛ چرا كه در غير اين صورت جايى براى بخشش و يا جارى كردن كيفر نبود.
بنابراين ميان روايات، از اين جهت تعارض وجود دارد.
اين كه روايات دسته دوم را به اين معنا بگيريم كه توبه اعترافكننده پيش از اقرارش احراز نگرديده بود، بسيار بعيد به نظر مىرسد؛ چرا كه در برخى روايات تصريح شده است كه او در پى پاك كردن خويش از آلودگى آن گناه است و بر آن پاى مىفشارد، به گونهاى كه اقرارهاى پىدرپى داشته و هرگاه امام (ع) او را بازمىگرداند، دوباره به نزد امام (ع) برگشته و اعتراف خويش را تكرار مىكند، چنانكه در مورد زن زنا كار در روايت ميثم[١] و غير آن اين گونه بود و با اين همه امام (ع) حدّ را بر او جارى كرد. از اين گذشته مىتوان گفت كه احتمال توبه پيش از اعتراف نيز در از ميان بردن حدّ كافى است؛ چرا كه حدّ با شبهه از ميان مىرود. البته بنابراين كه اين شبهه، شامل شبهه حاكم نيز باشد و تنها به شبهه بزهكار در هنگام ارتكاب جرم اختصاص نداشته باشد.
همچنين اختصاص داشتن اطلاقات ساقط شدن حدّ به وسيله توبه پيش از ثابت شدن جرم به موارد بيّنه و نه اقرار، چيزى است كه نمىتوان احتمال آن را از ديدگاه عرفى و فقهى پذيرفت؛ زيرا روشن است كه تخفيف و برداشتن كيفر با اقرار تناسب بيشترى دارد تا با بيّنه. بنابراين گفته مىشود كه تعارض ميان آن دو دسته وجود دارد.
با اين همه بايد گفت كه تعارضى ميان اين دو دسته وجود ندارد؛ زيرا ظاهر روايات سقوط كيفر با توبه آن است كه شخص بايد به صلاح و شايستگى و كردار راست و درست در كارهاى خويش شناخته شود و تنها پشيمانى و توبه در از ميان رفتن كيفر كافى نيست. اين مطلب نيز گاهى نيازمند گذشت زمان است تا راستى و درستى او در آن مدت آشكار گردد و تنها پشيمانى و اقدام به پاك گردانيدن خويش كافى نيست. دليل اين قيد نيز لسان دليلهاست؛ چه اگر دليل را آياتى از اين دسته بدانيم كه مىفرمايد:
«فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ.»[٢]
[١] همان مدرك، ج ١٨/ ٣٧٨.
[٢] سوره مائده، آيه ٣٨.