بايسته هاى فقه جزاء - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ١٩١ - جهت سوم
كرده و آنچه با ادله و قواعد سازگار است بازشناسيم.
بىترديد نتيجه اطلاق معتبره پيشين طلحة بن زيد اين است كه توبه اعترافكننده در جايز بودن بخشش او از سوى حاكم شرط نيست. بلكه گفته مىشود كه اين روايت دلالت بر آن دارد كه ملاك عفو امام در مورد روايت، توبه بزهكار نبود، بلكه مصلحت ديگرى در كار بوده كه امام (ع) فرمود: «مىبينم كه جوانى و بخشيدن تو را باكى نيست». گويا مصلحت جوانى او رعايت گرديده و بنابراين هر مصلحتى در جايز بودن بخشش كافى است بى آن كه توبهاى شرط شده باشد.
بر چنين برداشتى مىتوان خرده گرفت؛ زيرا آن جهت را امام (ع) تنها به عنوان ملاك بخشش خويش برشمرده است و نه معيار جايز بودند بخشش از سوى خود. بنابراين، دلالتى بر اين مطلب ندارد كه حق بخشيدن، مقيّد به توبه اعترافكننده نيست، جز اين كه از اطلاق و مقدمات حكمت يارى بجوييم؛ چه، حكم جايز بودن بخشش حاكم در اين روايت مقيد به توبه اعترافكننده نشده است. بنابراين شامل جايى نيز مىشود كه بزهكار از آن جهت به نزد حاكم آمده و به گناه خويش اعتراف مىكند كه مثلًا مىترسد مبادا دچار چيزى سختتر گردد. پس تعبير «أتى أمير المؤمنين» همسان يا ملازم با توبه و پشيمانى نيست. بدين سان بايد براى بيرون رفتن از اين اطلاق چارهاى انديشيد. براى تقييد اين اطلاق مىتوان به يكى از اين چند وجه استدلال كرد:
١- استدلال به روايت معتبر مالك بن عطيه [كه پيشتر گذشت]، در اين روايت توبه اعترافكننده فرض شده و امام (ع) نيز در ذيل آن به صراحت همين را بيان كرده است.
بنابراين گفته مىشود كه اطلاق روايت طلحه را با اين حديث تقييد مىكنيم و آن را بر مواردى حمل مىنماييم كه توبه در ميان باشد. بدين سان ديدگاه مشهور با حمل مطلق بر مقيد اثبات مىگردد.
در پاسخ به اين استدلال بايد گفت: افزون بر آنچه در گذشته راجع به معتبره مالك بن عطيه گفتهايم كه حتى در مورد خودش نيز دلالتى بر حق عفو ندارد، چه رسد به همه حدود خداوند؛ با توجه به اين كه در اينجا هم مطلق و هم مقيد هر دو مثبت مىباشند، دليل نداريم كه مطلق را بر مقيد حمل كنيم. آرى اگر روايت مالك ظاهر در آن بود كه توبه اعتراف كننده نقشى در جايز بودن عفو او دارد، به گونهاى كه اگر اين توبه نباشد، بر امام جايز نيست كه او را ببخشد، آنگاه براى تقييد اطلاق معتبره طلحه شايستگى داشت، ولى روشن است كه روايت مالك چنين دلالتى نداد و تنها اين نكته را مىرساند كه بخشيدن او به خاطر توبهاش بوده است، نه اين كه اگر توبه نبود، اين بخشش بر امام جايز نمىبود.