بايسته هاى فقه جزاء - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ١٤٠ - بخش دوم بررسى روايات ديه و ارش
امرأته، قال: إذن اغرمه لها نصف الديه.»[١] از امام باقر (ع) نقل كرد كه فرمود: امير المؤمنين درباره مردى كه سينه زنش را بريده بود، فرمود: او را محكوم به پرداخت نيمى از ديه كامل مىكنم.
در صحيحه ابن سنان آمده:
«عن أبي عبد الله (ع) قال: السنّ إذا ضُربت انتظر بها سنة، فإن وقعت اغرم الضارب خمسمائة درهم، و إن لم تقع و اسودّت اغرم ثلثي ديتها.»[٢] از امام صادق (ع) نقل كرد كه اگر دندانى را ضربه زنند، يك سال صبر مىكنند، اگر آن دندان افتاد، بايد پانصد درهم بپردازد و اگر نيفتد و سياه شود، بايد دو سوم ديه آن را بپردازد.
اگر بزهكار، چيزى افزون بر ديه را نيز ضامن بود، شايسته آن بود كه به اين اندازهها افزوده مىشد.
در صحيحه حلبى نيز مىخوانيم:
«عن أبي عبد الله (ع) في رجل فقأ عين امرأة، فقال: إن شاءوا أن يفقئوا عينه و يؤدّوا إليه ربع الدية، و إن شاءت أن تأخذ ربع الدية.
و قال في امرأة فقأت عين رجل: إنّه إن شاء فقأ عينها و إلّا أخذ دية عينه.»[٣] از امام صادق نقل كرد كه درباره مردى كه چشم زنى را در آورده، فرمود: اگر خواستند مىتوانند چشم مرد را در آورند و يك چهارم ديه را به او بدهند و اگر خود آن زن بخواهد مىتواند يك چهارم ديه كامل را بگيرد.
و درباره زنى كه چشم مردى را درآورده فرمود: اگر خواست مىتواند چشم زن را درآورد وگرنه ديه چشم خويش را مىگيرد.
مقرر كردن آنچه به جاى قصاص از بزهكار گرفته مىشود، ظاهر در اين است كه همه آنچه بزهديده مىخواهد، همان ديه است و نه چيزى افزون بر آن.
در صحيحه فضيل بن يسار آمده است:
[١]« وسائل الشيعة»، ج ١٩/ ٢٧٠.
[٢] همان مدرك، ج ١٩/ ٢٦٦.
[٣] همان مدرك، ج ١٩/ ١٢٤.