فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٥٣٣ - واجبات مربوط به قرائت
چهارم: به سكون فاء با واو، يعنى «كُفْواً».
و همه اين چهار وجه در قرائت مشهوره مقبوله آمده است.
١٠٣٧- اگر در كلمهاى (واو) باشد، و حرف قبل از (واو) در آن كلمه پيش «-» داشته باشد، و حرف بعد از (واو) در آن كلمه همزه (ء) باشد- مثل كلمه (سُوء)- نمازگزار بايد آن (واو) را مدّ بدهد، يعنى آن را بكشد، و همچنين اگر در كلمهاى (الف) باشد، و حرف قبل از (الف) در آن كلمه زبر «-» داشته باشد، و حرف بعد از (الف) در آن كلمه همزه (ء) باشد- مثل (جاءَ)- بايد الف آن را بكشد، و نيز اگر در كلمهاى (ى) باشد، و حرف پيش از (ى) در آن كلمه زير «-» داشته باشد، و حرف بعد از (ى) در آن كلمه همزه باشد- مثل (جيءَ)- بايد (ى) را با مدّ بخواند.
و اگر بعد از (واو) يا (الف) يا (ى) بجاى همزه (ء) حرف ديگرى كه ساكن است و زير و زبر و پيش ندارد قرار داشته باشد، باز هم بايد اين سه حرف را با مدّ بخواند، مثلًا در «وَ لَا الضَّالِّينَ»- كه بعد از (الف) حرف (لام) ساكن است- بايد به مقدارى كه تشديد و الف حفظ شوند (الف) آن را با مدّ بخواند؛ و چنانچه به دستورى كه گفته شد رفتار نكند و حرفى از قرائت ساقط شود، نمازش باطل مىشود.
١٠٣٨- احتياط اكيد آن است كه نمازگزار در نماز وقف به حركت و وصل به سكون ننمايد، و معناى وقف به حركت آن است كه حركت آخر كلمهاى- زير يا زبر يا پيش آن- را بگويد، و بين آن كلمه و كلمه بعدش فاصله دهد، مثلًا بگويد: «الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» و ميم «الرَّحيم» را حركت زير «-» بدهد، و بعد از قدرى فاصله دادن بگويد: «مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ».
و معناى وصل به سكون هم آن است كه حركت آخر كلمهاى- زير يا زبر يا پيش- را نگويد، و آن كلمه را به كلمه بعد بچسباند، مثلًا بگويد: «الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» و ميم «الرَّحيم» را زير «-» ندهد، و فوراً بگويد: «مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ».
١٠٣٩- اگر نمازگزار اعراب كلمهاى را بگويد به قصد اينكه آن كلمه را به ما بعدش وصل كند، ولى نفس او نرسد و وقف به حركت نمايد، أحوط است كه آن كلمه را اعاده كند؛ و اگر فاصله زياد نباشد، اكتفاء به آن كلمه جائز است.
١٠٤٠- اگر در بين «الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ» بعد از آنكه نمازگزار لام «الْمُسْتَقِيمَ» را