فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٨٩ - احكام مربوط به نماز ميت
چند جماعت همزمان به خواندن نماز بر او اقدام نمايند؛ و اگر يك نفر يا يك جماعت جلوتر از ديگران نماز را تمام كنند، لازم نيست بقيّه قصد وجوب يا استحباب نمايند، بلكه قصد قربت مطلقه كفايت مىكند.
١٢١٧- اگر ميّت را عمداً يا از روى فراموشى يا به جهت عذرى بدون نماز دفن كنند، يا بعد از دفن معلوم شود نمازى كه بر او خواندهاند باطل بوده است، تا وقتى كه جسد او از هم نپاشيده واجب است با شرطهايى كه براى نماز ميّت گفته شد بر قبرش نماز بخوانند؛ و چنانچه بعداً به علّتى ميّت از قبر خارج شود، أحوط آن است نماز را بر او اعاده كنند.
١٢١٨- كسى را كه به حكم شرع به دار آويختهاند، بايد بعد از سه روز او را پايين بياورند، و بعد از خواندن نماز بر پيكرش او را دفن نمايند؛ و چنانچه پايين آوردنش ممكن نباشد، بايد به همان حالتى كه روى دار است بر او نماز بخوانند؛ امّا اگر دار آويختن او به حكم شرع نبوده است، در صورتى كه ممكن باشد واجب است او را پايين بياورند، و بعد از غسل بر او نماز بخوانند، و او را دفن نمايند؛ و اگر پايين آوردنش ممكن نباشد، بايد به همان حال- با مراعات شروط در حدّ امكان- بر او نماز بخوانند.
١٢١٩- هرگاه شخصى به حسب تقليد يا اجتهاد خود نمازى را كه بر ميّت خوانده شده است باطل بداند، لكن آن نماز به حسب تقليد يا اجتهاد نمازگزار صحيح باشد، جائز است به آن نماز اكتفاء نمايد؛ مگر اينكه علم قطعى به بطلان نماز آن شخص پيدا كند، كه در اين صورت اعاده نماز بر او واجب است.
١٢٢٠- هرگاه نمازگزار بر ميّت در عدد تكبيرات نماز ميّت شك بين اقل و اكثر نمايد، بايد بنابر اقل بگذارد؛ ولى اگر هنگام خواندن دعاء تكبير دوم در انجام تكبير اول و دعاء آن شك كند، يا هنگام خواندن دعاء تكبير سوم در تكبير دوم و دعاء آن شك كند، بايد بنا بگذارد كه آنها را انجام داده است؛ اگرچه احتياط به اعاده بهتر است.
١٢٢١- اگر كسى شك كند كه بر فلان ميّت نماز خواندهاند يا نه، واجب است بر آن ميّت نماز بخواند؛ امّا اگر بداند كه بر آن ميّت نماز خواندهاند، ولى شك كند كه نماز