فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٦٢٣ - دسته سوم - شكهاى صحيح
١٤٠٩- هرگاه از نمازگزار تشهد يا يك سجده فوت شود، بايد بعد از نماز آن را قضاء كند، و چنانچه پيش از قضاء آن بميرد، ظاهر آن است كه قضاء همان تشهد يا يك سجده كافى باشد، و قضاء اصل نماز واجب نباشد؛ هرچند قضاء اصل نماز أحوط است.
١٤١٠- اگر سجده سهو بر نمازگزار واجب باشد، و قبل از انجام آن بميرد، قضاء همان سجده به نيابت از او كافى است.
١٤١١- اگر يكى از شكهايى كه نماز احتياط براى آنها واجب است در نماز پيش آيد، چنانچه انسان نماز را تمام كند و بدون خواندن نماز احتياط نماز را از سر بگيرد معصيت كرده است، پس اگر پيش از انجام كارى كه نماز را باطل مىكند نماز را از سر بگيرد نماز دومش هم باطل است؛ ولى اگر بعد از انجام كارى كه نماز را باطل مىكند مشغول نماز شود، نماز دومش صحيح مىباشد.
١٤١٢- منظور از شك در ركعات نماز آن است كه احتمال در دو طرف در نظر نمازگزار مساوى باشد، و چنانچه يكى از دو طرف راحج باشد گمان محسوب مىشود، و گمان به يكى از دو طرف در ركعات نماز در حكم يقين است، چه در دو ركعت اول باشد يا در دو ركعت آخر.
١٤١٣- اگر اول گمان نمازگزار به يك طرف بيشتر باشد، و سپس دو طرف در نظر او مساوى شوند، بايد به دستور شك عمل نمايد.
١٤١٤- اگر شك نمازگزار از بين برود و شك ديگرى برايش پيش آيد، بايد به دستور شك دوم عمل نمايد.
١٤١٥- اگر اول دو طرف در نظر نمازگزار مساوى باشند، و او طبق دستور شك بنا را بر يك طرف بگذارد، سپس به طرف ديگر گمان پيدا كند، بايد همان طرف مورد گمان را بگيرد، و نماز را تمام كند.
١٤١٦- كسى كه نمىداند گمانش به يك طرف بيشتر است يا هر دو طرف در نظر او مساوى است، بايد به دستور شك عمل كند.
١٤١٧- اگر نمازگزار در اثناء نماز مردّد شود، و بعد از دخول در فعل ديگر نداند كه آن تردّد گمان بوده است يا شك، پس اگر فعلًا شك دارد بايد بنا بگذارد كه آن تردّد نيز