فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٤٨ - شرط هشتم - به حد ترخص برسد
در سفر اوّلى كه بعد از ده روز مىرود نماز را شكسته بخواند، چه از اول قصد ماندن ده روز را داشته باشد، و چه بدون قصد ده روز بماند، و همچنين است اگر در غير وطن خود ده روز با قصد بماند.
١٦١- كسى كه شغلش مسافرت است، اگر در غير وطن خود ده روز بماند، چنانچه از اول قصد ماندن ده روز را داشته است، بايد در سفر اوّلى كه بعد از ده روز مىرود نماز را شكسته بخواند؛ ولى اگر از اول قصد ماندن ده روز را نداشته است، بايد در سفر اول نماز را تمام بخواند؛ و احتياط مستحب آن است كه هم شكسته و هم تمام بخواند.
١٦٢- كسى كه شغلش مسافرت است، اگر شك كند كه در وطن خود يا در جاى ديگر ده روز مانده است يا نه، بايد نماز را تمام بخواند.
١٦٣- كسى كه در شهرها سياحت مىكند، و براى خود وطنى اختيار نكرده است، بايد نماز را تمام بخواند.
١٦٤- كسى كه شغلش مسافرت نيست، اگر مثلًا در شهر يا روستايى جنسى دارد كه براى حمل آن مسافرتهاى پى در پى مىكند، بايد نماز را شكسته بخواند.
١٦٥- كسى كه مقرّ او زمين وسيعى است، و هر سال در جايى از آن سكنى مىكند، هرگاه از جاى سال خود بجاى ديگر برود و فاصله بين اين دو مكان هشت فرسخ يا بيشتر باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.
١٦٦- كسى كه از وطنش صرف نظر كرده و مىخواهد وطن ديگرى براى خود اختيار كند، اگر شغلش مسافرت نباشد بايد در مسافرت نماز را شكسته بخواند.
شرط هشتم- به حد ترخص برسد:
١٦٧- نماز مسافر زمانى قصر مىشود كه به حد ترخص برسد، يعنى به قدرى از وطن خود دور شود كه ديوار شهر را نبيند و صداى اذانش را نشنود؛ البته نبايد در هوا غبار يا مه يا چيز ديگرى باشد، كه از ديدن ديوار شهر و شنيدن صداى اذان آن جلوگيرى كند.
١٦٨- در تحقق رسيدن به حد ترخص لازم نيست مسافر به قدرى دور شود كه مناره و گنبد مساجد شهر را نبيند يا ديوارهاى آن را هيچ تشخيص ندهد، بلكه همين قدر كه ديوار كاملًا تشخيص داده نشود كافى است.