قرآن يا سند اسلام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٥ - دليل پنجم معرفى معبود
حالا شما خواننده عزيز فكر كنيد كه اگر حضرت پيغمبر مأموريت خدايى نمى داشت آيا كار خود را از نقطهاى شروع مى كرد كه صد درصد مخالف محيط و عصر او باشد؟[١]
و كارى كند كه همه را دشمن خود گرداند و جان خود را با اين بيزارى صريح از بتها در خطر بيندازد. مگر تمام سران دنيا و طالبان حكومت خواست اكثريت را خصوصاً در اول كارشان مراعات نمى كنند؟ و علاوه بر آن آيا يك فرد متعارف همچو يك مفكوره عالى و جامعى مى تواند داشته باشد؟! كه عبادت و معبود را به نحوى توضيح و معرفى كند كه قرن ها بعد عقول متفكرين و نوابغ نتواند در آن خللى پيدا كند؟
حالا كه موضوع اعجاز قرآن در اين باره معلوم شد اينك
[١] -« وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْكافِرُونَ هذا ساحِرٌ كَذَّابٌ أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ»( ص/ ٤ و ٥) تعجب كردند از اين كه آمد ايشان را بيم دهندهيى از خودشان و كافران گفتند اين شخص جادو گر و دروغ گواست، آيا قرار داد خدايان و معبود ها را خدا و معبود واحد؟ اين چيزى عجيبى است!!!