قرآن يا سند اسلام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٠ - ٧ «أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَى ءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ» طور/ ٣٥
٧. «أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَىءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ» طور/ ٣٥
آيا آفريده شدند بدون آفريننده[١] يا خودشان آفرينندگان خودند؟
در اين جمله مختصراً به متقن ترين اصول فلسفه و حكمت و رياضى بر وجود خداوند استدلال شده، زيرا از ضروريات فلسفه استحاله ترجّح بلا مرجح و وجود معلول بلا علته و استحاله دور است كه نتيجه آن تقدم شىء بر خودش است و با توقف شى بر نفسش و بطورى كه در بعضى از كتابهاى ديگر خود بيان داشته ام بطلان دور نظرى نيست بلكه مانند بطلان ترجّح بلامرجّح ضرورى مى باشد و به اصطلاح عقلى استحاله اين دو موضوع بيّن است نه مبيّن.
خلقت انسان- و هر موجودى ديگر- اگر بدون فاعل باشد ترجّح بلامرجّح است كه در فلسفه ضرورى البطلان است وصدفه صرف، كه از نظر قوانين رياضى قابل احتمال نبوده مقطوع البطلان
[١] - بناء على أنَّ المراء بالشيء هوالفاعل و الخالق دون الملة المادية اعنى التراب و الماء.