قرآن يا سند اسلام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧ - چهارم حركت داشتن زمين
مى كند.
و نيز خداوند متعال مى فرمايد: «وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِما تَفْعَلُونَ» (نمل/ ٨٨)
و مى بينى كوهها را در حالى كه مى پندارى آنها ساكن و بى حركت است، با اين كه همچون ابرها مرور و حركت دارند و اين صنع و ساخت خدائى است كه محكم و متقن نموده هر چيز را. و به تحقيق خداوند آگاه است به آنچه به جا مى آوريد.
آيا اين عبارت و اين مضمون در ١٤ قرن قبل، قابل گفتن بود و كدام عقل بود كه بتواند بفهمد كوهها بى حركت نيست، و بواسطه حركت زمين حركت دارد؟!
وجدان هر عاقل بى اختيار حكم مى كند كه اين آيه قوى ترين گواهى است بر آسمانى بودن قرآن زيرا حركت كوهها در زمان نزول وحى بلكه صدها سال بعد، از نظر عقل مردم و محافل علمى آن زمان به منزله انكار يك امر محسوس محسوب مى شد، بلكه مانند اين بود كه نتيجه ضرب دو در دو را پنج بگوييم.