قرآن يا سند اسلام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٧ - يك داستان تاريخى ديگر
بالاخره قرار گذاشتند كه هر كدام از چهار نفر ربعى (يك حصه از چهار حصه) از قرآن را مورد دقت قرار داده آيات و سوره هايى كه از حيث سبك تعبير و معنى مانند آن باشد بسازند و در سال آينده در موسم حج به مكه آمده همه آنها را كه مانند قرآن مى شود بر مردم عرضه بدارند.
سال آينده در همان موسم باهم يك جاشدند و از نتيجه عمل هم ديگرى معلومات خواستند.
ابن ابى العوجا گفت چون من قرآن را باز نمودم آيه (٢٢) سوره انبياء «لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا» نظرم را جلب نمود در اين يك سال مرا به بلاغت خود مشغول داشت! لذا تصديق مى كنم معارضه با قرآن محال و غير ممكن است.
ابوشاكر ديصانى مانند رفيق خود عين اعتراف را در آيه (٧٣) سوره حج نمود «يا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ».
عبدالملك بصرى گفت چون آيه (٨٠) سوره يوسف را ديدم كه مى فرمايد «فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِيًّا» در بلاغت آن چنان مشغول شدم كه از معارضه آن منصرف شدم.