قرآن يا سند اسلام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٢ - دليل دهم تشريع قسمتى از شريعت
مى شود كه آسمانى بودن قرآن باشد.
از جمله آن شواهد تشريع عبادات بدنى از قبيل نماز و روزه و غيره است كه نه بحال شخص پيغمبر صلى الله عليه و آله وسلم نافع است و نه به امنيت اجتماعى بطور مستقيم ربطى دارد، براى حضرتش در صورت آسمانى نبودن قرآن هيچ لزومى نداشت كه چنين پرسش هايى را به ميان آورد بلكه اگر از آنها صرف نظر مى كرد كارش بهتر رونق مى گرفت، و مردم بيشتر و زود تر به او تسليم مى شدند، در دنيا هيچ عاقلى حاضر نيست كه ادعاى حكومت داشته باشد ولى مردم را بوسيله كارهاى سختى كه هيچ نفع شخصى نداشته باشد از خود دور بدارد و كار خود را مشكل كند.
اگر كسى بگويد كه نماز وسيله اجتماع مردم در مسجد مى شد و اين اجتماع آن حضرت را براى تحصيل اغراضش متمكن مى ساخت، البته جوابش اين است كه اجتماع مذكور محتاج بواجب كردن نماز (با آن همه اجزاء و شروط آن) نبود بلكه مى شد تنها بواجب كردن مجرد حضور در مسجد كه براى مردم خيلى آسان بود آن را تأمين مى نمود، اكتفاء كند.
مهم تر اين كه در ميدان جنگ كه خطر شكست و تلف شدن