قرآن يا سند اسلام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٢ - مبشّران استعمارى
خود را درك كردند و از ادامه نشر آن جلوگيرى به عمل آوردند و مصلحت را در آن ديدند كه جزو تاريخش قرار دهند، و تا امروز (١٩٧١) ديگر اسمى از معارضه قرآن نبردند و از زيادتى رسوايى و افتضاح خود جلوگيرى كردند.
اينك آن دو سوره!
١. سورهاى كه در مقابل سوره فاتحه درست كرده بودند: «الحمد للرحمن ربّ الاكوان، الملك الديان، لك العبادة، وبك المستعان اهدنا صراط الايمان».
و گفته اند كه اين جمله ها متضمن تمام مطالبى است كه در سوره فاتحه بيان شده در حالى كه از سوره مذكور كوتاه تر هم است.
٢. سورهاى كه در مقابل سوره كوثر آورده اند: «انا اعطيناك الجواهر فصل لربك و جاهر و لا تعتمد قول ساحر» به تحقيق كه ما عطاء كرديم به تو جواهر را پس نماز بخوان از براى پروردگارت و آشكارا كن و اعتماد مكن گفته جادوگر را.
بيچاره ها گمان كرده بودند كه معناى معارضه با قرآن اين است كه بعضى از الفاظ قرآن را تغيير داده ولفظ ديگرى بجاى آن