قرآن يا سند اسلام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧ - امور هفتگانه مقدماتى
٢
بلى همان طورى كه بعضى از بيماران بواسطه حدوث مرض، موقتاً اشتهاى خوردن و آشاميدن خود را از دست مى دهند، و يا پارهاى در اثر غضب يا غم به ضرر خود اقدام و يا از نفع خود صرف نظر مى كنند همچنان عدهاى هم بواسطه مرض جهالت و يا تلقينات سوء، به دين بى علاقه و يا سست عقيده مى شوند، ولى اساس علاقه مذكور در كانون نفس آنها مستقر و پا برجا بوده قابل زوال نيست و تنها تأثير و بروز آن بواسطه موانع عارضه متوقف مى گردد.
و اين وظيفه سنگين دانشمندان لايق مذهبى است كه بوسيله داروى منطق و برهان، وجدان اين گونه افراد را از مرض نادانى و گمراهى نجات داده و آنها را در مسير فطرى شان قرار دهند[١].
[١] - دستور حضرت پيامبر( ص) است كه در موقع شيوع و ظهور بدعت ها- و انحرافهاى فطرى- دانشمندان علم خود را بايد اظهار كنند و بداد مردم برسند ورنه لعنت خدا بر چنين دانشمندان ساكت و فاقد حس مسؤليت نازل مى شود، در اين مورد روايات زيادى وارد شده اند، رجوع شود به كتاب وسائل ص ٥١٠، ج ١١، طبع جديد.