قرآن يا سند اسلام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٥ - دليل سيزدهم رفعت قرآن از افق محيط
پريشان مى كردند و به يك چشم خود از طرف ديگر سرمه مى كشيدند (يعنى اگر موى سر را از طرف راست خود باز مى كردند براى سرمه كشيدن چشم چپ را اختيار مى كردند) و به يك پاى خود پابند مى انداختند.
و اين همه بايد در شب انجام مى شد، آن وقت مى گفتند: «يا لكاح البغى النكاح قبل الصباح) و خيال مى كردند كه به اين كار به زودى صاحب شوهر مى شوند؛ عدهاى از حيوانات را مانند آهو و روباه و شتر مرغ و يربوع (حيوانيكه شبيه موش است) و غير آن ها را حيوانات سوارى جن مى دانستند، و اعتقاد داشتند كه جن را مى بينند و با آنها صحبت مى كنند و غول و بيابانى را نيز مشاهده مى كنند و گاهى او را تزويج كرده و با او مجامعت مى كنند؟!
و در باره جن داستان هاى عجيب و غريبى از آنان نقل شده كه بنوشتن و خواندنش نمى ارزد.
اكر مرض شان طول مى كشيد، گما مى كردند كه به واسطه كشتن مار و يا يربوع و يا قنفذ، جن به آنها آسيبى رسانيده، شترى از گل درست مى كردند و بر آن جوال هاى پر از گندم و جو و خرما مى گذاشتند، صبح وقتى از خواب بيدار مى شدند اگر آنها را