قرآن يا سند اسلام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٦ - دليل سيزدهم رفعت قرآن از افق محيط
به حال خود مى ديدند مى فهميدند كه جن هديه را قبول نكرده و اگر آنها را افتاده مى ديدند مى گفتند كه جن هديه را قبول كرده و مريض شفا مى يابد.
و چنانچه از مسافر و غايب تشويش پيدا مى كردند، سرچاه كهنه يا گودال كهنهاى رفته و توى آن سه مرتبه صدا مى زدند فلانى، اگر آوازى مى امد غايب زنده بود و اگر صداى نمى شنيدند مرده بود.
زن ها را با خود به ميدان جنگ مى بردند تا در وسط دو لشكر متخاصم بول كنند كه جنك به صلح تبديل شود، زيرا بول زنان در آن محل چنين كرامت و بركتى را داشت وب ريا هر شاعرى جنى را معتقد بودند كه شعر را به او مى آموزد، وقتى مار بزرگى را مى كشتند از انتقام جن مى ترسيدند و لذا براى جلوگيرى ان سرگين اسب يا شتر يا آلاغ يا غير آن ها را برداشته بر سر خود مى گذاشتند تا جن نتواند از آنها انتقام بگيرد.
و شاى خوانندگان به ذكر بيشتر از اين راضى نباشند؛ زيرا وقت آنها عزيزتر از آنست كه به مطالعه امثال اين خرافات و عادات حاهليت بگذرد.