قرآن يا سند اسلام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٣ - دليل سيزدهم رفعت قرآن از افق محيط
گردن حيوان ها آويزان مى شود) به شخص گزيده شده مى بستند و آن را سبب شفاء مى دانستند. اگر شتران آنها به هزار مى رسيد، چشم يك شتر نر را مى كشيدند كه از زخم چشم مردم در امان باشند! اگر بزرگى از ايشان مى مرد گردن شتر او را به طرف دمش چرخ داده و در گودالى مى انداختند و آب و علف را از او منع مى كردند تا آن حيوان مى مرد و اين كار براى اين بود تا مرده مذكور روز حشر پياده محشور نشود بلكه سواره محشور شود.
آنها معتقد بودند كه هركسى بميرد يا كشته شود حيوانى به اسم «هامه» (نوعى از بوم) از سر او برون مى شود، و اگر شخصى كشته شود در حاليكه انتقامش گرفته نشود آن حيوان بر قبرش صدا مى زند سيرابم كنيد كه تشنهام و اين اعتقاد در ميان تمام عرب ها عموميت داشت.
آنها مى پنداشتند كه در شكم مارى است كه هر وقت انسان گرسنه شود آن مار جگر و بعضى از اطراف شك را مى گزد.
وقتى كه مى خواستند داخل قريهى شوند و از مرض وباء و جن آن قريه ترس داشتند، بر در آن قريه مى ايستادند و آواز آلاغ مى كردند كه از جن و وباء محفوظ بمانند!