قرآن يا سند اسلام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤ - امور هفتگانه مقدماتى
كمال نهائى به حكم وجدان و عقل او و به حكم آدميت آدمى لازم و ضرورى مى باشد.[١]
ثالثاً: در زندگى ما هزاران نعمتهاى مادى و معنوى محسوس و ملموس است كه محصول زحمت و تلاش ما نيست، بلكه مخلوق اراده يك موجود ديگرى است، و حتى وجود ما و حيات ما نيز از اوست.
آيا بفرمان عقل و خرد و وجدان نبايد (او) را بشناسيم تا أقلّاً تشكرى از (او) نموده باشيم.
آيا رفتار ما در برابر والدين و اقارب و دوستانى كه به ما كمك جزئى كرده اند محبّت آميز و متواضعانه و مؤدّبانه نيست؟
پس چرا نسبت به (او) كه تمام نعمتها به دومنتهى مى شود و حتى احساسات پدر و مادر و عواطف آنان به اولادشان نيز از اوست بى تفاوت بمانيم؟ بلى وظيفه عقلى ما است كه (او) را
[١] - بلى هر معلول به علت خود رابطه ذاتى دارد، و لذا روح هميشه مشتاق علل و اسباب خود است.
|
بشنو از نى كين حكايت مى كند |
و از جدائيها شكايت مى كند. |
|