قرآن يا سند اسلام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٦ - دهم رفتن انسان به آسمانها
لَها» اين موضوع را به بهترين وجهى ثابت مى دارد.
اين كلمه از نظر ادبيات در چهار معنى استعمال مى شود استقرار يافته، محل استقرار، زمان استقرار نفس استقرار، و به اصطلاح ادبى اين وزن و هيأت از كلمه در يكى از چهار صيغه استعمال و بكار برده مى شود اسم مفعول، اسم مكان، اسم زمان، مصدر ميمى ولى انصراف آن درين آيه بسوى اسم مكان خيلى روشن است لذا معناى آيه چنين مى شود.
خورشيد در جريان است و حركت مى كند براى جاى استقرارى كه برايش معين شده و طبعاً اين قرار گاه در حركت ظاهرى و در حركت واقعى وضعيش نامفهوم است، و حتماً بايد حركت انتقالى او قصد شود تامعناى آيه درست آيد و ازين جاست كه نگارنده اين آيه را از معجزات قرآن كريم به حساب آورد.
دهم: رفتن انسان به آسمانها
در عصر قرآن موضوع مسافرت انسان به آسمان و كرات بالا قابل باور نبود بلكه هيأت بطلميوسى آن را يك امر محال و