قرآن يا سند اسلام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٦ - مبشّران استعمارى
قطع شد.
كلمه جواهر و جماهر كه مبشرين مسيحى و مسيلمه كذاب آن را ذكر كرده اند فاقد همه اين خصوصيات و مزايا است. علاوه بر اين كه مطلب هم دروغ است، چه خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم جواهرى نداده بود و نه عطاء جواهر- در مقابل كمالات و نعمت هاى معنوى- قيمتى داشت كه در مقابل آن به پيغمبر امر به نماز شود.
٢. «نحر»: كه به معناى كشتن شتر در مني است يا نحر در عيد قربان مطلقا با بلند كردن دستها در موقع تكبير در نماز است كه در دو سوره مجعوله از آن يادى نشده.
٣. «ابتر»: كه يك خبر غيبى است و از انقراض نسل دشمن پيغمبر خبر ميدهد هيچ ذكرى از آن در آن دو سوره نشده.
اما ايرادهايى كه بر دو سوره مذكور قطع نظر از خالى بودن آنها از نكات فوق وارد است گمان نمى كنم به نوشتن و خواندنش بيرزد لذا از ذكر آن صرف نظرشد.
كلماتى كه در معارضه باسوره مباركه حمد بكار برده اند مانند آن است كه كسى مقدارى از خاك را در مقابل طلا و جواهر قيمتى قرار دهد.