قرآن يا سند اسلام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٣ - عجب تر از همه
موجودات كاينات است كه به امر خداونديش در حركت اند (و طبق اسباب طبيعى و اندازه حركت شان كسوف و خسوف رخ ميدهد) براى مردن كسى يا زنده شدن كسى منكسف نمى شوند.
عجب تر از همه:
عجب تر اين است كه قرآن در بعضى از آيات خود آن حضرت را به قسمى مخاطب قرار داده كه هيچ كسى به مثل آن خطابات راضى نمى شود و اين بزرگترين شاهدى بر نبودن قرآن از پيغمبر صلى الله عليه و آله وسلم است اينك اين آيات را مطالعه بفرماييد!
«عَبَسَ وَ تَوَلَّى أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّكْرى أَمَّا مَنِ اسْتَغْنى فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى وَ ما عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى وَ أَمَّا مَنْ جاءَكَ يَسْعى وَ هُوَ يَخْشى فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى» (عبس/ ١- ١٠)
گويند: روزى حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم با جماعتى از بزرگان و سران عرب در باره ايمان آوردن آنان بدين اسلام مشغول صحبت بود كه عبدالله ابن ام مكتوم كه شخص نا بينا بود بر آن حضرت وارد شد، و از حضرت طلب علم كرد و عرض كرد از علومى كه خداوند به شما داده است يادم دهيد.