قرآن يا سند اسلام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٥ - ٢ صحبت پرندگان و علم آنها
بازهم گذشت زمان اين موضوع را واضح تر نموده و فرمايش قرآن را روشن تر مى سازد.
٢. صحبت پرندگان و علم آنها
خداوند متعال مى فرمايد: «فَقالَ أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ إِنِّي وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ لَها عَرْشٌ عَظِيمٌ وَجَدْتُها وَ قَوْمَها يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لا يَهْتَدُونَ ... قالَ سَنَنْظُرُ أَ صَدَقْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْكاذِبِينَ اذْهَبْ بِكِتابِي هذا فَأَلْقِهْ إِلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانْظُرْ ما ذا يَرْجِعُونَ» (نمل/ ٢٢- ٢٨)
هدهد پرنده، قدرى درنگ نمود پس (آمد به سليمان) گفت احاطه پيدا كردم، بچيزى كه تو محيط برآن نيستى[١] و از شهر سبا براى تو خبر درستى آورده ام من يافتم زنى را كه برآنان سلطنت مى كرد و همه چيز براى اين زن مهيّا بوده و داراى تخت بزرگى مى باشد او و قومش را ديدم كه براى آفتاب سجده مى كردند و
[١] - واقعاً عجيب است كه پرنده بچيزى علم پيدا كند كه پيامبرى به آن احاطه ندارد وعجب تر اين كه پرنده اين امتياز خود را برخ سليمان مى كشد.