قرآن يا سند اسلام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٩ - دليل هفدهم زيادى التفات به خداوند متعال
مسايل عقلى بلند نباشد نمى فهمد كه چگونه افعال صادره از انسان و از علل طبيعى هم نسبت آنان به انسان و علل طبيعى و معنى آنها درست است و هم به خداوند جهان؟ تا چه رسد كه مردم درس نخوانده مكه مكرمه پانزده قرن قبل آن را درك نموده باشد، ولى از بركت علم و فلسفه امروز دانشمندان مى دانند كه نسبت افعال به علل طوليه آن هيج ايرادى ندارد آنچه كه ممتنع و باطل است استناد معلول واحد به علل عرضى مى باشد نه طولى و اين موضوع عالى در سراسر قرآن به چشم مى خورد و توحيد تدبيرى به دليل انى مبرهن و مستحكم است. افعال انسان اعم از خوب و بد و عادى (حرام و واجب و مباح مثلا) هم افعال خداوند است و هم افعال الله ولى اين انتساب و استناد در طول همديگر است، نه در عرض همديگر.
عجيب اينكه با ذكر مكرر آن در قرآن مجيد بازهم فكر بسيارى از دانشمندان اسلامى به حقيقت آن نرسيده و از همين تصور فكرى آنان مسايل جبر و تفويض و مشكلاتى در تفسير قدر و قضا به وجود آمده است.