علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦ - «معيارهای تضعيف» رجاليان متقدم در حوزه «حديث پژوهی راويان»
اگر چه این ضعف _ که در ناحیه استاد یک روای است _ به وثاقت او ضربه نمیزند،
ولی نشانگر آن است که معیار جمعی از دانشیان شیعه در جرح راوی بوده است. تعداد قابل توجهی از راویان، ضمن آن که روایت از ضعفا داشتهاند، به وثاقت شناسانده شدهاند؛ به عنوان نمونه، «احمد بن محمد بن خالد، احمد بن محمد بن جعفر جلودی، حسن
بن محمد بن جمهور، علی بن ابی سهل قزوینی، محمد بن احمد بن یحیی، [١]
محمد بن مسعود عیاشی، محمد بن عمر کشی، محمد بن جعفر اسدی کوفی و نصر
بن مزاحم منقری» ضمن آن که توثیق شدهاند، همگی به داشتن اساتید ضعیف
شناسانده شدهاند.
نکتهای که باید توجه داشت، به نظر میرسد که روایت از ضعفا با روایت از مجاهیل و روایت مراسیل در یک افق بوده و نزد قدما یکسان قلمداد میشده است. از توصیفات هممعنا با عبارت «یروی عن الضعفاء» در راویان میتوان این نکته را دریافت.[٢]
با نگاهی به آثار قدما روشن میشود که شیخ طوسی تنها یک بار از این اصطلاح استفاده کرده است،[٣] اما ابن غضایری و پس از او نجاشی، هر کدام در توصیف حدود ده راوی عباراتی چون «یروی عن الضعفاء» را به کار بردهاند.[٤]
حساس بودن بر استاد، بیشتر در شیوه حوزه حدیثی قم به چشم میخورد. آنان تنها وثاقت راوی را کافی نمیدانستهاند، بلکه به اعتقاد ایشان، راوی نیز باید از استاد ثقه نقل روایت نموده و یا دستکم، کثرت نقل روایت از استاد ضعیف را در کارنامه نداشته باشد. بنا بر اسناد موجود، مهمترین دلیل برخورد احمد بن محمد بن عیسی اشعری با راویانی چون برقی، سهل بن زیاد و حتی ابو سمینه _ که به تبعید ایشان منجر شد _ همین بیدقتی در نقل روایت بوده است. این نکته را میتوان در استثنائات مشهور ابن ولید از روایات کتاب نوادر الحکمة محمد بن احمد بن یحیی به خوبی مشاهده کرد.[٥] ابن ولید روایات
[١]. همان، ص٣٤٨، ش٩٣٩.
[٢]. رجال ابن الغضائری، ص٤٨، ٩٣ و ٩٥؛ رجال النجاشی، ص٦٢، ش١٤٤، ص٧٧، ش١٨٢و ص٣٤٨، ش٩٣٩؛ فهرست الطوسی، ص٥٣، ش٦٥.
[٣]. فهرست الطوسی، ص٥٣، ش٦٥.
[٤]. رجال ابن الغضائری، ص٣٩، ٣٨، ٣٩، ٤١، ٤٨، ٥٢، ٨١، ٩٣، ٩٥(دو مورد) و ٩٦؛ رجال النجاشی، ص٧٧، ش١٨٢، ص٨٤، ش٢٠٢، ص٦٢، ش١٤٤، ص٢٦٣، ش٦٨٨، ص٣٣٨، ش٩٠٣، ص٣٤٨، ش٩٣٩، ص٣٥١، ش٩٤٤، ص٣٧٢، ش١٠١٨، ص٣٧٣، ش١٠٢٠و ص٤٢٨، ش١١٤٨.
[٥]. در متن رجال النجاشی، نام نوادر الحکمهنیامده است، بلکه استثنا از روایات وی بیان شده است، ولی ابن غضایری این استثنائات را از نوادر الحکمه وی دانسته است(رجال ابن الغضائری، ص٩٥، ص٩٧و ص١٠٣).