منتخب المسائل - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ٣٤٠ - احكام عقد نكاح و أولياى عقد
(مسأله ١٥٩٣) عقد ازدواج بر دو قسم است:
١) عقد دائم
٢) عقد موقّت
(مسأله ١٥٩٤) در عقد دائم بايد صيغه عقد خوانده شود، و بدون تلفّظ به آن عقد حاصل نمىشود، اگرچه به وسيله امضاى سند ازدواج و امثال آن پاى بندى خودش را به مضمون عقد اعلام كرده باشد. بلكه بايد به آن تلفّظ شود، به هرزبانى كه باشد. و به اين وسيله از ديگر عقدها متمايز مىشود.
(مسأله ١٥٩٥) عقد عبارت از آن است كه صيغه ايجاب توسط يكى از طرفين، يا وكيل و يا ولى او خوانده شود، سپس صيغه قبول توسط طرف ديگر، يا وكيل و يا ولى او خوانده شود.
(مسأله ١٥٩٦) صيغه عقد دائم به يكى از دو صورت زير امكانپذير است:
١) زن مثلًا بگويد: «زَوَّجْتُكَ نَفْسى بِمَهْرٍ كَذا» و مرد بگويد: «قَبِلْتُ» ومانند آن.
٢) مرد مثلًا بگويد: «تَزَوَّجْتُكِ بِمَهْرٍ كَذا» و زن بگويد: «قَبِلْتُ» ومانند آن.
(مسأله ١٥٩٧) سر دفترها و صاحبان محضر، بايد به هنگام ثبت ازدواج از طرفين وكالت بگيرند و عقد را جارى كنند و يا از آنها بخواهند كه قبل از ثبت در دفتر نسبت به اجراى عقد اقدام كنند.
(مسأله ١٥٩٨) پسر و دخترى كه به سن تكليف رسيدهاند و از نعمت عقل برخوردارند، در مورد ازدواج مستقل هستند و پدر و جدّ پدرى بر آنها ولايت ندارند. فقط در مورد دختر باكره اذن پدر يا جد پدرى شرط است، و اگر هر دو حضورداشته باشند، اذن يكى از آنها كافى است، و اگر در ميانشان اختلاف باشد نظر جدّ مقدّم است.