منتخب المسائل - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ١٩٩ - برخى از محرمات
٣٩) فحش و ناسزا
٤٠) غيبت مؤمن و آن عبارت است از بدگوئى كردن و بيان كردن نقاط ضعف كسى در پشت سرش، ولى اگر در حضورش باشد غيبت نمىباشد، اگر چه حرام است. و اگر عيب كسى را بدون قصد كشف راز و بدون قصد كوچك كردن او مطرحكند، غيبت نمىباشد، اگر چه حرام است.
(مسأله ٩٨٧) در چند مورد غيبت جايز است:
١- در مورد عيب ظاهر، مانند عجله و شتابزدگى، به شرط اين كه آن را بزرگ نكند و چهره نفرت انگيزى از آن ترسيم نكند. كجا رسد به اين كه چيزى را كه عيب نيست به صورت عيب جلوه دهد، از قبيل لاغرى، ندارى، سبزهروئى و امثال آنها.
٢- در مورد شخص متجاهر به فسق كه ديگر پرده حيا را دريده و كار خلاف را در حضور همگان انجام مىدهد، در اين صورت مىتواند عيب مخفى او را نيز بازگو كند و يا در حضور كسى كه از او پوشيده مىدارد نيز مطرح نمايد، ولى كسى كه فقطدر حضور دوستان نزديكش كه همراز او هستند گناه مىكند، متجاهر به فسق به شمار نمىآيد.
٣- كسى كه مورد ستم واقع شده، مىتواند بگويد كه ستمگر با او چگونه معامله كرده است، ولى نمىتواند از عيبهاى مخفى او سخن بگويد.
٤- در مورد بدعتگزار، يعنى كسى كه در دين بدعت گذاشته، تا آبرويش برود و از ديدگان مردم ساقط شود، تا ضررش به دين نرسد. و همچنين است كسى كه ترس آن مىرود كه ضررش به دين برسد، ولى در اينجا بايد به مقدار ضرورى اكتفا كند، يعنى فقط به مقدارى از او غيبت كند كه ضررش به دين نرسد.
٥- براى دفع ضرر از شخص، يا گوينده و يا مؤمن ديگر، البته در اين مورد تنها در جايى غيبتش جايز است كه اهميّت دفع ضرر از حرمت غيبت مهمتر باشد.