منتخب المسائل - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ٢٢ - احكام تقليد
(مسأله ٣) اگر مجتهدى كه از او تقليد كرده، از دنيا برود، بايد در تمام مسائلى كه به فتواى او دسترسى دارد، بر تقليد او باقى بماند، تا هنگامى كه اعلميّت مجتهد ديگرى نسبت به او، به صورت چشمگيرى معلوم شود.
(مسأله ٤) اگر مجتهدين مساوى باشند، پرهيزكارترين آنها را برگزيند، اگر در آن جهت هم مساوى باشند، از هر كدام تقليد كند كفايت مىكند.
(مسأله ٥) اجتهاد، عدالت و اعلميّت مجتهد را از دو راه مىتوان به دست آورد:
١- انسان شخصا اهل خبره باشد، به وسيله ارتباط و امتحان، از روى آگاهى و يقين آن را به دست آورد.
٢- شهادت و گواهى افراد صاحب نظر و مورد اعتماد، به شرط اين كه شهادت آنها مستند به امتحان باشد نه حدس و گمان.
(مسأله ٦) كسى كه مدّتى بدون تقليد عمل كرده، بايد از مجتهد جامعالشّرائط تقليد كند و اعمال گذشتهاش را با فتواى او تطبيق دهد، هر عملى كه به فتواى او صحيح نباشد بايد اعاده كند.
(مسأله ٧) تنها مجتهد عادل «حاكم شرع» است كه از طرف امامانبراى فتوا و قضاوت نصب شده است. بايد در كشمكشها به او مراجعه شود و حكم او نافذ و واجب الاطاعه مىباشد.
(مسأله ٨) مخالفت با حكم مجتهد عادل جايز نيست و مخالفت با او در حكم مخالفت با امامان و آن در حكم مخالفت با خداوند و در حدّ شرك به خداوند است.
(مسأله ٩) در اختلافها و كشمكشها مراجعه كردن به غير حاكم شرعى جايز نيست و در مالى كه به حكم او گرفته شود تصرّف جايز نيست.
(مسأله ١٠) كسى كه از حق بودن خود مطمئن است، اگر نتواند به حاكم شرع مراجعه كند، مىتواند به غير او مراجعه كرده، حق خود را بگيرد.