منتخب المسائل - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ٢٧٨ - احكام قرض و بدهى
٢) بدهكار چيزى را به طلبكار هبه مىكند و با او شرط مىكند كه براى پرداخت بدهى او مهلت بدهد.
٣) يا هر كار ديگرى كه ضوابط ربا بر آن منطبق نباشد.
(مسأله ١٣٤٠) كسى كه قدرت پرداخت بدهى خود را دارد، نبايد آن را از زمان تعيين شده تأخير بيندازد، مگر اينكه طلبكار راضى باشد. و اگر قدرت پرداخت ندارد شايسته است كه با نرمش و ملاطفت از طلبكار عذر خواهى كند.
(مسأله ١٣٤١) مستثنيات دَين، يعنى چيزهايى كه نمىتوان بدهكار را به جهت اداى بدهى خود به فروش آنها وادار كرد، عبارتند از:
١) خانه مسكونى ٢) لباسهاى تجمّلاتى ٣) اثاث خانه ٤) ضروريات زندگى- بر حسب عرف- ٥) سرمايه ٦) ابزار كار ٧) زمين مزروعى كه مخارج سالانهاش از آن تأمين مىگردد.
(مسأله ١٣٤٢) بدهكارى كه ابزار كار و يا اثاث خانهاش بيشتر از از حد متعارف باشد، و يا وسائل گران قيمتى داشته باشد، لازم است كه اضافه آنها را به طلبكاران بپردازد و وسائل گران قيمت را به وسائل ارزان قيمت مبدّل سازد، و اضافهقيمت آنها را به طلبكاران بدهد.
(مسأله ١٣٤٣) اگر بدهكار برخى از مستثنيات دَين را ندارد، مثلًا خانه ندارد، نمىتواند موجودى خودش را به عنوان پول خانه نگهدارد، بلكه بايد آن را به طلبكاران بدهد، اگرچه بىخانه بماند.
(مسأله ١٣٤٤) بر بدهكار واجب است كه براى پرداخت بدهى خود، به هر كارى كه براى او ذلت و مشقت نداشته باشد تن دهد.[٢٠]
(مسأله ١٣٤٥) اگر بدهكار بميرد حق طلب كاران بر تركه او تعلق مىگيرد و حق آنها مقدم بر وصاياى ميّت است، فقط دو چيز بر حق آنها مقدم مىباشد:
١) كفن واجب ٢) حج واجب، اگر در حال حيات بر او واجب شده باشد.
[٢٠] طباطبايى حكيم، محمد سعيد، منتخب المسائل، ١جلد، مهر ثامن الائمه عليهم السلام - قم - ايران، چاپ: ١، ١٣٨٩ ه.ش.