منتخب المسائل - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ٢٦٦ - احكام وديعه (امانت)
سهلانگار مىباشد. ولى اگر خيال مىكرد كه اين كار جايز نيست، ظاهر اين است كه مقصرنيست، مگر اينكه عرفا ندانستنش قصور به شمار آيد.
(مسأله ١٢٩١) اگر وديعه تلف شود يا عيب پيدا كند، امانتدار ضامن نيست مگر اينكه در بكار گيرى آن زياده روى، و يا در حفاظت آن كوتاهى كرده باشد، و تلف شدنش يا معيوب شدنش در اثر اين كوتاهى يا زياده روى باشد. در اين صورتضامن مىباشد.
(مسأله ١٢٩٢) اگر امانتگذار امانتش را مطالبه كند و امانتدار بدون عذر از دادنش خود دارى كند، پس اگر تلف شود، مطلقا ضامن است، زيرا در حكم غاصب مىباشد.
(مسأله ١٢٩٣) امانت از عقود جايزه است و هر يك از طرفين هر وقت بخواهند، مىتوانند آن را به هم بزنند، مگر اينكه صريحا يا ضمنا مدّتى تعيين شده باشد، پس بايد تا آخر مدّت ادامه بدهند.
(مسأله ١٢٩٤) خيانت به امانت از طريق زياده روى، سهلانگارى، دزدى و غير آن حرام است، چه امانتگذار مؤمن و يا مخالف، حتى كافر و يا ناصبى باشد.
(مسأله ١٢٩٥) هر چيزى كه به امانت در نزد كسى نهاده شده، و او آن را پذيرفته است، هرگز نبايد به آن خيانت كند.
(مسأله ١٢٩٦) در نصيحت و مشوت نيز هر گز نبايد انسان خيانت كند چنانكه عمّار بن مروان از امام صادق روايت كرده است كه فرمود:
«اگر قاتل امير المؤمنين اگر چيزى را در نزد من بگذارد و من آن را بپذيرم، امانت را به او بر مىگردانم، و اگر با من مشورت كند و يا از من خير خواهى بطلبد، من هرگز به او خيانت نمىكنم».
(مسأله ١٢٩٧) اگر مالك بميرد، بايد امانت را بورثه او برگرداند، و دادن آن به يكى از ورّاث كافى نيست، مگر اينكه مطمئن باشد كه او به هر صاحب حقى حقش را مىپردازد. و يا به وصىّ ميت يا وكيل وارثان بپردازد.